|
|
| Home Page | E-mail | Archive |
|
بسکتبال جمهوری اسلامی ایران بر فراز آسیا
|
|
همینجا و توسط همین وبلاگ کوچیکم به نوبه خودم از همتون تشکر میکنم
دم همتون گرم..........پرچمتون استوار
راستی زنده یاد آیدین نیکخواه بهرامی رو هم فراموش نکنید. برای شادی روحش فاتحمه صلوات
|
|
What I've Done
|
|
دوباره براتون یه شعر دیگه از گروه Linkin Park گذاشتم. البته کلیپ این کار رو ببینید بیشتر لذت می برید. In this farewell I'll face myself در این بدرود ...نظر یادتون نره... |
|
مایکل جکسون از دنیا رفت
|
|
Michael Jackson
1959 - 2009
مایکل جوزف جکسون متولد ۲۹ آگوست سال ۱۹۵۸ در شهر گری اندیانا در امریکا است.او در یک خانوادهُ پر جمعیت به دنیا آمد.نام پدرش جوزف و نام مادرش کاترین است.مایکل از ۵ سالگی فعالیت هنریش را آغاز کرد. او در سال ۱۹۶۸ درست زمانی که ۱۰ سال داشت به همراه برادرانش گروه جکسون فایو را تشکیل دادند.معروفترین آهنگهای آنها I'll Be There، I Want You Back، ABC و The Love You Save بود. مایکل با اینکه سن کمی داشت ولی در خواندن و رقصیدن یک نابغه محسوب میشد تا جایی که گروه آنها به محبوبیت زیادی دست پیدا کرده بود.
روند پیشرفت مایکل ادامه پیدا کرد تا جایی که در سال ۱۹۷۲ به موفقیت بزرگی دست یافت و با آلبوم "گات تو بی در" به عنوان بهترین تک خوان انتخاب شد. ولی در همین سال بود که گروه جکسون فایو از هم پاشید.در سال ۱۹۷۶ بود که باز هم مایکل به کمک برادرانش گروهی جدید به نام جکسون را تشکیل داد و از Motown جدا شدند و با کمپانی اپیک قرار دادی امضاء کردند.مایکل در سال ۱۹۷۸ در فیلم موزیکالی به نام The Wiz ایفای نقش کرد واین باعث شد که مایکل در دنیای موسیقی بیشتر مشهور شود. مایکل در سال ۱۹۷۸ اولین آلبوم تنهای خود به نام Off The Wall را ارائه داد که در آن از صدای جدید خود بهره گرفت و به فروش نزدیک به ۱۱ میلیون دست یافت و در اروپا و امریکا در صدر پر فروشترین آلبومها قرار گرفت وجوایز زیادی به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم میتوان به Don't Stop 'Till You Get Enough اشاره کرد که جایزهُ Grammy را نیز به خود اختصاص داد. مایکل در سال ۱۹۸۲ با بیرون دادن آلبوم Thriller به یک خوانندهُ بین المللی با شهرت جهانی تبدیل شد. این آلبوم با گرفتن ۸ جایزۀ Grammy و فروش 52 میلیون کپی٫ رکورد پر جایزهترین و پر فروشترین آلبوم را برای همیشه به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم میتوان به ترانههای Bille Jean، Thriller و Beat It اشاره کرد که ویدئوی اين سه آهنگ به علت سبک جدیدی که در آنها به کار رفته بود شهرت و فروش زیادی پیدا کرد و جزو اولین ویدیوی سیاه پوستان شد که حق پخش بزرگترین شبکه موزیک آمریکا MTV را بدست آورد. مایکل به چنان محبوبیتی رسیده بود که حتی پپسی بزرگترین قراردادش را با وی امضا کرد، قرار دادی معادل با ۱۵ میلیون دلار.
از اوايل دهه 80 رفته رفته رنگ پوست مايکل جکسون روشن تر شد. گفته میشود اين امر بر اثر یک عارضهُ پوستی به نام Vitiligo است که به سبب آن رنگ دانههای پوستش به مرور زمان رنگ خود را از دست داده وسفید به نظر میرسد. مایکل به علت این عارضه پوستی نمیتواند در مقابل تابش مستقیم نور خورشید قرار بگیرد و ازهمین رو همیشه از ماسک، کلاه٫ عینک و گاهی از چتر استفاده میکند. مایکل در سال ۱۹۸۵ آهنگی به نام We Are The World را که هنرمندان دیگری نیز با او همکاری داشتند ارائه داد. این آهنگ با شعار USA for Africa بیش از 60 میلیون دلار به فروش رفت که تمام اين مقدار صرف کمک به مردم قاره آفريقا شد. در سال ۱۹۸۶ مايکل در یک فیلم به نام Captain EO نیز نقش آفرینی کرد این فیلم به طریقهُ سه بعدی پخش شد.
مایکل در سال ۱۹۸۷ باز هم آلبومی جدید به نام Bad را به بازار داد.این آلبوم از نظر صمعی و بصری سبک جدید و متفاوت با کارهای قبلی خودش داشت. اين آلبوم تنها آلبومی در تاریخ است که 6 آهنگ شماره یک داشت. مایکل در سال ۱۹۸۷ تور تنهای خود را به نام Bad آغاز کرد و کنسرتهای زیادی در نقاط مختلف جهان داد. این تور به پر فروشترین و پر بینندهترین تور موسیقی زمان خود مبدل گشت. (بعدها خود مایکل دو بار رکورد خود را شکست.) مایکل در سال ۱۹۹۱ آلبوم Dangerous خود را که در آن از سبکهای پاپ و راک استفاده شده بود به بازار ارائه کرد و برای تبلیغ آلبوم خود تورهای Dangerous را آغاز کرد. در۲۴ اوت سال ۱۹۹۳ و در هنگامی که مایکل مشغول انجام تورهایش بود یک اتفاق غیر منتظره افتاد و یک پسر بچهُ ۱۳ ساله مایکل را متهم به سوء استفادهُ جنسی کرد. این پرونده بعد از ۶ ماه مذاکرات طرفین دعوی و همچنین به علت تطبیق نداشتن اظهارات کودک با عکسهایی که از نقاط بدن مایکل گرفته شده بود در سال ۱۹۹۴ بسته شد. مایکل در سال ۱۹۹۴ اولین ازدواجش را با "لیزا مری پرسلی" دختر خوانندهُ معروف امریکایی[ "الویس پرسلی"] جشن گرفت ولی این ازدواج بعد از ۱۹ ماه به جدایی انجامید. او در سال ۱۹۹۵ آلبوم جدیدش را به نام HIStory ارائه داد. در اين آلبوم، که يکی از شخصی ترين آلبومهای وی محسوب میشود، مايکل در مورد مسائلی که وی را در طی سالها رنج داده است سخن میگويد که از آن جمله آهنگهای تندی همانند They Don't Care About Us و D.S است که به مزاق عدهای خوش نيامد. این آلبوم نيز با استقبال زیادی روبرو شد. مایکل در سال ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ تورهای هیستوری خود را آغاز کرد. وی در سال ۱۹۹۶ در حالی که برای یکی از کنسرتهایش به استرالیا رفته بود با یک پرستار ۳۷ ساله به نام "دبی رو" ازدواج کرد و حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام پرینس متولد سال ۱۹۹۷ و پاریس متولد سال ۱۹۹۸ است. مایکل در سال ۱۹۹۶ یک فیلم ۴۰ دقیقهای به نام Ghosts که کارگردانی و جلوههای ویژهُ آن بر عهدهُ Stan Winston بود ارائه داد. جکسون در سال ۱۹۹۷ آلبوم Blood On The Dance Floor که دارای چند ترانهُ جدید و همچنین اجراهای جديدی از ترانههای آلبوم قبلی وی بود بیرون داد. مایکل در سال ۱۹۹۹ از همسر دوم خود "دبی رو" نیز جدا شد. او در سال ۲۰۰۱ آلبوم جدید دیگری به نام Invincible را به بازار داد. اين آلبوم هر چند که در مقايسه با خوانندههای معمولی بسيار موفق بود، در سطح و اندازه مايکل يک شکست محسوب میشد. او شرکت Sony Music و در راس آن شخص Tommy Motola را متهم به سهل انگاری در امر تبليغات کرد. شايد همين مشکلات سبب شد که تنها دو آهنگ از اين آلبوم دارای ويديوکليپ شوند. در روزهای ۷ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ در طی مراسمی، از سی امین سالگرد فعالیت هنری مايکل جکسون قدردانی شد. هنرمندان معروف بسياری در اين مراسم که در نیویرک برگزار میشد شرکت کردند.مایکل در همان سال ۲۰۰۱ و بعد از حملات تروریستی به برجهای دوقلو در امریکا آهنگ What More Can I Give را به همراه هنرمندان دیگری اجرا و آن را به قربانیان تقدیم کرد. در اوایل سال ۲۰۰۳ یک خبرنگار انگلیسی یک برنامهُ مستند به نام "زیستن با مایکل جکسون" که در آن زندگی خصوصی مایکل را به تصویر کشیده بود٫ پخش کرد. ولی مایکل از دیدن این فیلم به علت وارونه نشان دادن رفتارش بسیار خشمگین شد و بشیر را یک خیانتکار خطاب کرد.در اواخر نوامبر سال ۲۰۰۳ و درست در روزی که آلبوم Number Ones مایکل که منتخبی از بهترین ترانههای قبلی مایکل بود منتشر شد مجدداُ یک پسر بچهُ ۱۴ ساله با اتهام جدید کودک آزاری جلو آمد. مایکل در اولین جلسهُ دادگاه که در ماه ژانویهُ ۲۰۰۴ برگزار شد خود را بیگناه اعلام کرد. این دادگاه که به دادگاه قرن معروف شد و وقايع آن ماهها در ميان مهمترين اخبار جهان مخابره میشد سرانجام به بی گناهی کامل مایکل جکسون رای داد. آقای جکسون درست بعد از اعلان رای دادگاه حدود چندین ماه از دید رسانهها مخفی شد و بعدهها اعلام شد که توسط شاهزاده بحرین به کشورش دعوت شده. اما هم اکنون مایکل نقطه اي در ايرلند بسر ميبرد و در حال كار بر روي آلبوم جديدش ميباشد.قرار است اين آلبوم در سال 2007 منتشر شود.كساني مثل Will I am نيز در آلبوم آتي با آقاي جكسون همكاري دارند. شايان ذكر است كه در پانزدهم ماه نوامبر 2006 مايكل جكسون در لندن و در مراسم World Music Awards حضور يافت و در آنجا جايزه ويژه Daimond را بخاطر فروش بيش از يكصد ميليون نسخه آلبوم موسيقي دريافت نمود. علاوه بر اين در همان مراسم توسط گينس ركورد اعلام شد كه آلبوم Thriller تا كنون بتنهايي بيش از 104 ميليون نسخه فروش نموده است.گينس همچنين اظهار داشت كه فروش كل آلبومهاي مايكل جكسون تا كنون به بيش از 750 ميليون نسخه در سراسر جهان رسيده است. و در آخر مایکل در 26 June سال 2009 بر اثر سکته قلبی به بیمارستان منتقل شد و در آنجا جان سپرد.
Give thanks to Allah,
|
|
Breaking the Habit
|
|
بعد از یه مدتی دوباره مطلب پست کردم. این سری با text یکی از موسیقی های مورد علاقم شروع میکنم. امیدوارم خوشتون بیاد. Memories consume خاطرات نابود می شود همچون سرباز کردن زخم ها دوباره خود را تافتۀ جدا بافته می دانم همگی تان تظاهر می کنید در اتاق خود ایمن تر ام جز آنکه بخواهم از نو شروع کنم
I don't want to be the one نمی خواهم یگانه سردمدار مبارزات باشم چون خود می دانم از درون پاشیده ام و سرگردان I don't know what's نمی دانم برای کدامین ارزش در جدالم یا چرا باید فریاد برآورم؟ نمی دانم چرا مجبورم؟ و بگو که من در این میان چه هستم؟ نمی دانم چگونه در این مسیر افتادم هر چند می دانم که درست نیست پس امشب عادتم را ترک می کنم من عادتمو ترک میکنم امشب Clutching my cure وابستکی علاج من است در را محکم به هم می کوبم می کوشم نفسی تازه کنم آسیب خیلی زیادی دیده ام بیش از هر زمانی دیگر نه فرصتی دارم نه انتخابی I dont want to be the one نمی خواهم یگانه سردمدار مبارزات باشم چون خود می دانم از درون پاشیده ام و سرگردان I don't know what's نمی دانم برای کدامین ارزش در جدالم یا چرا باید فریاد برآورم؟ نمی دانم چرا مجبورم؟ و بگو که من در این میان چه هستم؟ نمی دانم چگونه در این مسیر افتادم هر چند می دانم که درست نیست پس امشب عادتم را ترک می کنم من عادتمو ترک میکنم امشب I'll paint it on the walls نقش اش را بر دیوار می زنم چون آدمی پر اشتباهم محال است دوباره جنگ را بیازمایم و این گونه است پایان اش I don't know what's نمی دانم برای کدامین ارزش در جدالم یا چرا باید فریاد برآورم؟ نمی دانم چرا مجبورم؟ و بگو که من در این میان چه هستم؟ نمی دانم چگونه در این مسیر افتادم هر چند می دانم که درست نیست پس امشب عادتم را ترک می کنم من عادتمو ترک میکنم امشب این text مربوط به موزیک breking the Habit از گروه LinkinPark هست. ☺نظر یادتون نره☺
|
|
مولانا
|
|
مقدمه نویسنده وبلاگ: از آنجایی که من به مولانا ارادت خاصی دارم برای همین این پست رو به ایشون اختصاص دادم...البته تحقیق دانشگاهی هم بوده اخلاق وافکار مولانا: در اينجا سخن از پارسای عاشق پيشه و پاكباز ؛ مجذووب و سرانداز و سوخته بلخ است كه سالها اسير بي دلان بود و به بركت عشق ترك اختيار كرد و سوزش جان را نه از طريق كلام بلكه بوسيله نغمه هاي ني بگوش جهانيان رسانيد؛ نواي بي نوايي سر داد و بلاجويان را به دنياي پرجاذبه و عطرانگيز عشق دعوت كرد و در گوش هوششان خواند كه در اين وادي مقدس ؛عقل ودانش را باعشق سوداي برابري نيست.جلال الدين محمد مولوي ،جان باخته دلبسته محتشمي است كه بي پروا جام جهان نما ي عشق را از محبوبي بنام شمسملك داد تبريز در دست گرفت و تا آخرين قطره آن را مشتاقانه نوشيد و سپس گرم شد ،روحش بپرواز در آمد بروي بالهاي گسترده آواهاي دل انگيز موسيقي نشست وصلا در داد : جان من كوره است و با آتش خوش است كوره راه اين يبس كه خانه آتش است خوش بسوز اين خانه را اي شير مست خانه عاشق چنين اولي تر است اوست كه در عرصه الهام و اشراق پرو بال گشود مفهوم عشق را به شيوهاي نظري و عملي براي صاحبدلان توجيه كرد وخواننده كنجكاو اشعارش را از محدود به نامحدود سير داد او از خود واراسته و بروح ازلي پيوسته بود موج گرم و خروشان عشق پسر بهاء ولد صاحب تعينات خاص را پريشان و آشفته كرد خرقه و تسبيح رابسويي گذاشت و گفت: آن شد كه مي نشستم چون زاهدان به خلوت عنقا چگونه گنجد در كنج آشيانه منبعد با حريفان دور مدام دارم در گوشه خرابات با زخمه چغانه مولانا در لحظات و آنات شور و شيدايي كه با عتراف خودش «رندان همه جمعند در اين دير مغانه» چه زيبا آتش سوزان را برابر ديدگان وارستگان بكمك كلمات موزون الهامي مجسم مي كند بطوريكه خواننده صاحبدل لهيب اين اسطر لاب اسرار حقايق را در جان عاشق پيش خود احساس مي نمايد شمس تبريزي كه بود كه چنين آتشي در تار و پود فقيه بلخ افروخته بود كه وادارش كرد مانند چنگ . رباب مترنم شود و بگويد: همچو پروانه شرر را نور ديد احمقانه در فتاد از جان بريد ليك شمع عشق آن شمع نيست روشن اندر روشن اندر روشني است او به عكس شمعهاي آتشي است مي نمايد آتش و جمله خوشي است جلال الدين محمد مديحه سراي صفا وفا وانسانيت توجيه تازه ظريف و دقيقي از عشق دارد كه تا كنون در فرهنگنامه هاي دارالعلم جهاني عشق درباره آن چنين سخني نيامده و توجيه نشده است مكالمه و مناظره عقل با عشق در ديوان كبير و ديوان معرفت «مثنوي» بحث انگيز و خواندني است مولاناي عاشق بلاكشان صبور آتش خواري را در وادي عشق مي طلبد و وارستگاني را دعوت مي كند كه در برابر ناملايمات ناشي از مهجوري و مشتاقي دامن تحمل و توكل از دست ندهد و سوز طلب را از بلا باز شناسد. بيقراري نا آرامي جلال الدين محمد مولود حدت . شدت . غيرت و صداقت در عشق شمس اسيت كه همه كاينات را دروجود معشوق مي ديد و خود را ديوانه عشق مي دانست چه بسيار روزان و سرشباني سركشتگي و آشفتگيش را در سماع و پايكوبي مي گذرانيد واستمرار در چرخندگي بيانگر طبيعت نا آرامش بود ظاهر بيان قونيه مي گفتند مدرس بلامنازع روم شرقي را از درد عشق ديوانه شده است . مولانا با اينكه در سي و پنجمين بهار زندگيش بود عشق شمس كهنسال طوفاني در روح و جانش برانگيخت ولي جلاالدين محمد از اين طوفان كه چون نيزك يا شهاب تاقب در آسمان دلش جهيد و سراسر پيكرش يكباره گرم كرد شادمان بود و رندانه مي گفت : من ذوق و نور شده ام اين پيكر مجسم نيستم براي درك عظمت منشور عرفان ويژه جلال الدين محمد كه در آثارش پنهانست بايد شناگر باد تجربه اي بود از درياهاي مواج و سهمگين ديوان كبير شش دفتر مثنوي و رساله مافيه نهراسيد و شناوري كرد تا صدفهاي حامل درهاي يتيم را فراچنگ آورد. بمراتب درين سير و سلوك كه هفت وادي يا هفت منزل و بقولي هفت خوان نصوف است توجهي نداشته فقط مداح عظمت و مقام و مرتب انسان و حضورش در كاينات بوده و معرفت صوفيانه را از خويشتن شناسي آغاز كرده و معتقد است هر سالك مومني وقتيكه صفحات كتابي وجود تكويني خود را با خلوص نيت مطالعه و محتواي آنرا بخوبي درك نمود بي شك پروردگار خود را بهتر شناخته است پس مفاتح عرفان جلال الدين محمد خود شناسي است . اخلاق ،افكار وعقايد مولوي دريايي بس عطيم و پهناور است كه در اين گفتار بيش از يك قطره آن ر ا نمي توان ارائه داد،بايد سالها در عرفان غور كرد تا توفيق درك مطالب اثر عظيم مولانا را به دست آورد و توانست پيرامون افكار او شرح و تعليق نوشت.مولانا جلال الدين رومي يا مولانا محمد بلخي خراساني در بيان اطوار عشق ، زبان خاص خود را دارد . مولانا داراي بياني گرم و نغماني خسته و در مقام بيان تحقيقات عرفاني مطالب را تنزل مي دهد تا به فهم نزديك شود و در عذوبت بيان و گرمي سخن آدمي را جذب مي كند و شور و حالي خاص مي بخشد.مولانا نيك آگاه بود كه همه مظاهر جز اسطرلابهاي ضعيفي كه راه به سوي آفتاب الهي را نشان ميدهند ،نيستند .اما اگر غباري بر نمي خاست و يا برگهاي باغ به رقص در نمي آمد ند ،جنبش نسيم پنهان كه جهان را زنده ميدارد گچونه قابل رءيت مي شد ؟هيچ چيز بيرون از اين رقص نيست: عالم همه مظهر تجلي حق است مولوي مردي پخته و عارفي جامع و در عين شوريدگي داراي متانت و از لحاظ جامعيت و تبحر در علوم ادبي ،عربي و فارسي و احاطه به دواين شعرا و تسلط به حديث و قران و علم كلام و تحصيل عرفان و تصوف به نحو عميق ،و افزون بر همه فضائل داراي هوش و استعداد حيرت آور است مولانا عارف كاملي بود كه با شمس الدين تبريزي بر سبيل اتفاق مواجه شد و آنچنان استعداد ذاتي ومقام و حال او مستعد از براي جهش و جذبه آماده از براي جرقه اي بود كه خرمن وجود او را بسوزاند و تبديل به شعله تابناك كرد .و چه بسا نزد مولانا نيز حقايقي بود كه شمس بعد از انقلاب احوال دوست ومريد حود مي توانست از آن تاثير پذيرد . زهي خورشيد بي پايان كه ذراتت سخن گويان تو نور ذات الهي ،تو الهي ،نمي دانم آنچه را مولوي مي ستايد ،تنها خورشيد درخشان وفيض بخش نيست ،بلكه آن نور مشفقي است كه ثمره به بار مي آورد و عالم را سرشار مي سازد. نردبان روحاني: مولوي حيات را حركت بي وقفه به سوي تعالي مي داند .استكمال تمامي آفرينش از فروترين تظاهر تا برترين تجلي ،و سير تكاملي فرد ،هردو را مي توان در رتو اين نور لحاظ كرد.نردباني كه انسان را رو به آسمان مي برد پير راشد در مراحل منظم ،مرد سفر را به سوي حقايق عالي تر ارشاد مي كندتا آنكه درهاي حق گشوده مي شود و ديگر در عشق نياز به نردبان نيست ،سماع نيز نردباني به سوي آسمان است سلامت نفس و صفا وصميميت دميدن حيات و روحيه نشاط واميد در ارواح و نفوس از خواص بارز مولاناست. روحيه مريدداري و جلب نفوس و تزريق عبوديت نسبت به او در مريدان در روح بلند آن رادمرد وجود نداشته است .مطالعه آثار مولانا و پژوهش در افكار او از موجبات عدم ابتلاء انسانها به الحاد و بد آموزي و سبب درك مباني و عقايد ديني و ارجاع نفوس به توحيد و ايجاد شوق در پي گيري مباحث اصول وعقايد است.او در نتزل دادن مباني صعب عرفاني و القاء آن به صاحبان ذوق بي اندازه ماهر و موفق بوده است و در كلمات او شطحيات ديده نمي شود.مولانا در جنب بيان حقايق با بياني جذاب به ادبيات فارسي خدمت وصف ناپذير كرده است . تواضع و مردم آمیزی مولانا در میان بازاریان و بازرگانان و حتی رنود عیاران شهر هم علاقه مندان بسیار برای او فراهم آورده بود.وی که در موکب مریدان خاص و طالب علمان مشتاق با هیبت و جلال عالمانه به محل درس یا وعظ میرفت در کوی وبازار با شرم وفروتنی انسانی حرکت می کرد ،با طبقات گونه گون مردم از مسلمان ونصارا ،سلوک دوستانه داشت .عبوس رویی زهد فروشان وخودنگری عالم نمایان بین او وکسانی که مجذوب احوال و اقوالش می شدند فاصله به وجود نمی آورد .در برخورد با آنها تواضع میکرد ،به دکان آنها می رفت ،دعوت آنها را می پذیرفت ،واز عیادت بیمارانشان غافل نمی ماند .حتی از صحبت رندان وعیاران هم عار نداشت و نسبت به نصارای شهر نیز با لطف و رفق برخورد می کرد و به کشیشان آنها تواضع می کرد و اگر گه گاه با طنز ومزاح سر بسرشان می گذاشت ناظر به تحقیر آنها نبود نظر به تنبیه و ارشاد آنها داشت. از کثرت مریدان زیاده مغرور نمی شد و اگر از تحسین و تملق آنها لذت می برد ، از اینکه آن گونه سخنان را در حق خود باور کند پرهیز داشت و اگر گه گاه سخنانش از دعوی خالی به نظر نمی آمد ناظر به تقریر حال اولیا بود ،در مورد خود چنان دعویها را جدی نمی گرفت .با این مریدان ،هرگز از روی ترفع و استعلا سخن نمی گفت ،نسبت به آنها مهر و دوستی بی شائبه می ورزید و از تحقیر و ایذای آنها ، که رسم بعضی مشایخ عصر بود ،خودداری داشت.در خلوت و جلوت به سوالهاشان جوابهای ساده ،روشنگر وعاری از ابهام می داد .آنها را در مقابل تجاوز و تعدی ظالمان حمایت می کرد ، در مواردی که خطاهاشان خشم ارباب قدرت را بیش از د استحقاق بی می انگیخت از آنها شفاعت می نمود .درباره آنها هر جا ضرورت می دید نامه توصیه به ارباب می نوشت و هر جا میان آنها با عمال سلطان مشکلی پیش می آمد در رفع آن اهتمام و عنایت خاص می ورزید. او هیچ اصراری در جلب عوام نداشت ،خواص شهر هم مثل عوام مجذوب او می شدند و در بین طبقات امرا و اعیان هم مثل طبقات محترقه و اصناف دوستداران بسیار داشت .در عبور از کوی وبازار حتی منسوبان درگاه سلطان وقار و استغنای محجوبانه او را با نظر توفیر می دیدند و در ادای احترام به وی از مریدان و طالب علمانی که در رکابش حرکت می کردند واپس نمی ماندند .در تمام مسیر او هر کس فتوایی شرعی می خواست ،هر کس مشکلی در شریعت یا طریقت برایش پیش می آمد ،وحتی هر کس مورد تعقیب یا آزار حاکمی یا ظالمی بود عنان او را می گرفت ،از او سوال می کرد ، با او می گفت و می شنید ،و از او یاری وراهنمائی می جست . معهذا خار اندیشه ای مبهم و نامحسوس این غرو ر وناخرسندی او را منغض می کرد .بیحاصلی علم ،بیحاصلی جاه فقیهانه و بی حاصلی شهرت عام هر روز بیش از پیش در خاطرش روشن می شد .درس ،فتوا و تمام آنچه وی آن را به قول مریدان برای نیل به اکملیت جستجو کرده بود هر روز بیش از پیش نمود سراب ونقش بر آب به نظرش می رسید .کدامیک از اینها بودکه انسان را از حقیقت ،از انسانیت و از خدا دور نمی ساخت ؟ با این مایه شهرت و این اندازه حیثیت انسان می توانست قاضی و حاکم شود،مستوفی و کاتب شود ،والی ووزیر شود ،در اموال یتیمان و املاک محرومان به هر بهانه ای تصرف نماید ،اوقاف و وصایا و حسبت و مظالم را قبضه کند ،امابا آنچه از این همه برایش حاصل میشد جز آنکه هر روز بیش از پیش در حیات بهیمی مستغرق گردد و هر روز بیش از پیش از حقیقت انسانی ،از کمال نفس و از راه خدا فاصله پیدا کند چه حاصل دیگر عایدش میشد. به اعتقاد وی تا آنجا که سلوک روحانی سیر الی الله بود ضرورت پیروی از شریعت را از سالک را از هر گونه بدعتگرایی و انحراف پذیری باز می داشت .مولانا که هر گونه تجاوز و عدول از احکام شریعت را در این سلوک از جانب سالک موجب ضلال و در خور تقبیح می دانست رعایت این احکام را نه فقط لازمه تسلیم به حکم حق بلکه در عین حال متضمن مصلحت خلق نیز تلقی می کرد .از جمله یک جا که برای علمای اهل دیانات به تقریر علل غایی اجکام شریعت می پرداخت خاطر نشان کرد که ایمان ناظر به تطهیراز شرک بود،نماز توجه به تنزیه از کبر ،زکات برای تسبیب رزق منظور شد،جنانکه هدف از منکر به جهت تقویت دین بود،امر به معروف به رعایت مصلحت عام بود و نهی از منکر به جهت بازداشت بی خردان از نارواییها ضرورت داشت.بدین گونه حکم شریعت را هم مشتمل بر ضرورت و هم متضمن مصلت نشان می داد .. منبع: www.molananews.com
|
|
پاره ترین قسمت دنیا
|
|
کفشهایم کو؟! دم در چیزی نیست لنگه کفش من اینجاها بود زیر اندیشه این جا کفشی مادرم شاید دیشب کفش خندان مرا برده باشد به اتاق که کسی پا نچپاند در آن هیچ جایی اثر از کفشم نیست نازنین کفش مرا درک کنید کفش من کفشی بود کفشستان که به اندازه انگشتانم معنا داشت پای غمگین من احساس عجیبی دارد شصت پای من از این غصه ورم خواهد کرد شصت پایم به شکاف سر کفش عادت داشت…! نبض جیبم امروز تندتر میزند از قلب خروسی که در اندوه کوپن مرغش باطل بشود… جیب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق که پی کفش به کفاش محل خواهد داد خواب در چشم ترش میشکند کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود یاد باد آنکه نهانش نظری با ما بود دوستان، کفش پریشان مرا کشف کنید! کفش من میفهمید
نظر یادتون نره
|
|
حلول ماه مبارک رمضان بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد
|
|
تغذیه درست در ماه مبارک رمضان هر ساله پس از ماه مبارك رمضان اكثراً يا افزايش وزن پيدا مي كنيم يا ضعيف شده و دچار بيماري هاي گوارشي مي شويم. اين عوارض از آنجا ناشي مي شود كه ياد نگرفته ايم اصولي روزه بگيريم.
|
|
Elvis Presley
|
|
به خاطر سالگرد فوت الویس پریسلی (خواننده راک امریکایی) یه چند تا عکس و بیوگرافی این خواننده رو براتون تو این پست جا دادم.
بیوگرافی:
الویس در سال "۱۹۳۵" در شهر "تولپو" از ایالت "می سی سی پی " متولد شد.او یکی از دو پسر دوقلویی بود که خانواده پریسلی صاحب آن شدند پسر دیگر مرده به دنیا آمد تا کنایه تلخی بر زندگی مردی باشد که همواره تنها و بی رقیب بود.الویس در ده سالگی جایزه اول یک مسابقه کشف استعداد را برد و مدتی بعد در گروه نمایش دبیرستانش نیز نفر نخست شد . در سال"۱۹۵۴" الویس که اندک اندک خود را به عنوان یک خواننده مطرح می کرد سعی کرد اولین آهنگ های خود را ضبط کند استودیوی کوچکی آن ضبط کرد.در یکی از روزهایی که گروه سر هم بندی شده مشغول ضبط بودند در وقت استراحت کار کنان و بین ضبط دو آهنگ الویس نسخه قدیمی یک آهتگ مشهور به نام mama thats alright راکه متعلق به یک خواننده هفتاد ساله بود و یک خودش آن را بازسازی کرده بود برای تفریح نواخت نسخه باز سازی شده توسط الویس بر خلاف آهنگ اصلی سرشار از ریتم و بسیار هیجان انگیز بود در حالیکه آهنگ سر زنده او تمامی اعضای گروه را به هیجان بسیاری واداشته بود.ناگهان رییس استودیو با خوشحالی به الویس گفت همین آهنگ را برای ضبط اجرا کند.دیگر روند صعودی الویس شروع شده بود رییس استودیو پس از ضبط آهنگ و آماده شدن آن برای پخش با رییس یک شبکه رادیویی محلی تماس گرفت و آهنگ را در اختیار او گذاشت آهنگ الویس چنان مورد توجه شنوندگان و خود مسؤلین شبکه که در همان شبانه روز اول بیش از سی بار به در خواست شنوندگان از رادیو پخش شد در حالیکه بقیه آهنگهای مجموعه نیز قابل قبول بودند ولی هیچ یک از جلوه های خاص برخوردار نبودند. الویس بتدریج و در عرض چند سال سیمای یک ستاره را به خود گرفت و آهنگهایش به فروشها ی میلیونی دست یافت. الویس در ۱۹ سالگی یک مرد ثروتمند٬ یک ستاره"راک اند رل"و یک آدم مشهور بود ودر حالیکه یک کودکی آرام را پشت سر گذاشته بود ناگهان به دیای پر زرق و برق یک ستاره پرتاب شد. الویس تا سال ۱۹۵۷ به درخشش خود ادامه و سه سال پیاپی صدر جدول فروش را به خود اختصاص داد تا آنکه در همین سال به خدمت نظام فرا خوانده شد در وضعییت هنری آن زمان الویس این دو سال دوری از صحنه می توانست پایان همه چیزو یک فاجعه تمام عیار باشد اما آلن پارکر (مدیر برنامه هایش حتی اجازه نداد برای یک روز کسی در سراسر آمریکا "الویس پریسلی " را فراموش کند و با وجود آنکه در این دو سال نه در هیچ فیلمی بازی کرد ونه به ضبط موسیقی پرداخت همه آمریکایی ها به مدد پارکر و تدبیر های تبلیغاتیش او را به خاطر داشتند . الویس پس از بازگشت از دوره سربازی در فیلمهایی چون "گاوچران٬ سر باز٬ بار بر بندر گاه٬ راننده مسابقات اتومبیل رانی و هزار یک نقش دیگر بازی کرد. ناگهان الویس به خود آمد و تسلیم وسوسه قدیمی موسیقی شد. بازگشت او به موسیقی خیره کننده بود و الویس کشف کرد که هنوز همه چیز را از دست نداده است از آهنگهای آن زمان او به نام "اذهان بد گمان" در سال ۱۹۶۹ پرفروشترین آهنگ شد.در آن زمان فشار کاری زیادی بر الویس وارد آمده بود و کنسرتها و تورهای مختلفی در سراسر جهان و برنامه کاری فشرده الویس را مجبور می ساخت که مانند یک باطری که احتیاج به شارژ داشته باشد انرژی خود را مدام تقویت سازد به این سبب به دارو های مسکن قوی که پزشک شخصی اش تجویز کرده بود روی آورد و سرانجام در شبانگاه روز شانزدهم آگوست سال ۱۹۷۷ الویس به دلیل بد خوابی ساعت ۹ شب از خواب بر خواست چند قرص آرامبخش خورد و به حمام رفت جاییکه پنج ساعت بعد او را مرده در وانی پیدا کردند در حالیکه تنها ۴۲ سال از عمرش می گذشت. قطعات " راک اند رل" او علت اصلی محبوبیتش محسوب می شود شیوه اجرای او سبب تلفیق موسیقی سیاهان و سفیدان آمریکایی شد و منبع الهام بسیاری از هنرمندان بزرگ بعدی مانند بیتلز گردید. جان لنون در خاطراتش آهنگ "هتل دلشکستگی" از الویس را انگیزه خودش برای جذب شدن به موسیقی و سبک " راک اند رل" عنوان کرده است ٬ مردی که بعدها رهبر افسانه ای گروه بیتلها شد .در سال گذشته میلادی آلبومی منتخب از بهترین آثار الویس به بازار عرضه شد تتا در کریسمس که می توانست هفتادو یکمین سالگرد تولد الویس باشد رقم باور نکردنی ۹ میلیون نسخه برای فروش این آلبوم در سراسر جهان در طول یک سال اعلام شود . با نگاهی به زندگی این نابغه این فکر به ذهن خطور می کند که شاید او چنین زندگی کرد تا اثبات کند هیچ اشتباهی نمی تواند استعداد بی بدیل او در موسیقی را حتی از فراز این همه سال خدشه دار کند در کلام آخر او سلطان موسیقی آمریکا بود و خواهد ماند.
(نظر یادتون نره) خوش بگذره |
|
امپراطور دریا
|
|
به دلیل تمام شدن سریال امپراطور دریا این پست رو به این سریال اختصاص دادم. سریالی که به نظر من قویترین و بهترین سریالی
خارجی بود که در تاریخ صدا و سیما از تلویزیون ایران پخش شد.
تقابل بین عشق، نفرت و انتقام بهترین و قویترین پایان
بیوگرافی گونگ بوک (جانگ بوگو) : ![]() نام : چویی سو جانگ
شغل : بازیگر تاریخ تولد : 1962 سن : 45 سال مکان تول : کره جنوبی قد : 174 سانتیمتر وزن : 68 کیلو خانواده : با هنرپیشه زن ها هی را ازدواج کرده است تحصیلات : فارق التحصیل دانشگاه ایلت کولورادو مجموعه های تلویزیونی : Dae Jo Yeong (KBS, 2006) Sea God (KBS, 2004) On the Green Fields (KBS, 2003) Ijema Emperor Wang Gun (KBS, 2000) When She Beckons First Love (KBS, 1996) فیلم های سینمایی : A Man Who Can’t Even Kiss (1994) A Woman of Downstairs and a Man of Upstairs (1992) Do You Like Rain Stopped Afternoon (1991) In a Starry Night (1991) To You Once Again (1991) Well, It’s a Secret (1990) Il Ji Mae, the Superman (1990) A Young Punch (1988) جوایز : دریافت جایزه مشهورترین هنرپیشه مرد در سال 2002 دریافت جایزه هنرپیشه مرد سال در سال 2001 بیوگرافی یوم مون (یوم جانگ) :
نام : سانگ ایل گوک
تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971 سن : 36 سال قد : 185 سانتیمتر وزن : 85 کیلو خانواده : مادرش نیز هنرپیشه است ( کیم ایول دانگ ) تحصیلات : دانشگاه چانگجو ![]() مجموعه های تلویزیونی : Lobbyist (SBS, 2007) Jumong (MBC, 2006) Sea God (KBS, 2004) Terms of Endearment (KBS, 2004) Desert Spring (MBC, 2003) Bodyguard (KBS, 2003) All About Eve (cameo) (MBC 2001) فیلم های سینمایی : The Art of Seduction (2005) Red Eye (2004) جوایز برنده شده : 2006 MBC Drama Awards: Daesang Award 2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award 2005 KBS Acting Awards: Best Actor 2002 KBS Acting Awards: Best New Actor جالبه که بدونید هیچکدوم از بازیگران سریال امپراطور دریا همچین جوایزی رو نبردند و مطمئنا" میشه سانگ ایل گوک ( به نقش یوم جانگ ) رو بهترین و قویترین بازیگر این سریال دونست. بیوگرافی جانگ هو وا :
نام کامل : پارک سو اء تاریخ تولد : 25 جولای 1980 سن : 27 سال قد : 168 سانتیمتر وزن : 46 کیلو نقش : جانگ هوا در سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) تفریح : شنا کردن سریال هایی که خانوم سو اء در اونها ایفای نقش کردند : KBS : امپراطور دریا (2004) KBS : بوسه آپریل (2004) MBC : Merry-Go-Round / Carousel (2003) MBC : نامه عاشقانه (2003) MBC : The Maengs Success Period (2002) MBC : Yeob gi Bal Ral Hong Seon Saeng (2002) MBC : Jak Sarang (2002) فیلم های سینمایی : Wedding Campaign (2005) A Family (2004) جایزه هایی که خانم سو اء برنده شده اند : جایزه اژدهای آبی در سال 2004 بعنوان بهترین بازیگر زن برای فیلم یک خانواده بیوگرافی چی ریونگ :
![]() نام اصلی : چی جونگ آن ( بر اساس اسامی کره ای اسم میشه : جونگ آن و فامیل میشه چی ( chae ) ) نام در سریال امپراطور دریا : چی ریونگ متولد 9 سپتامبر 1977 سن : 30 سال قد : 172 سانتیمتر وزن : 48 کیلوگرم چی جونگ آن در سال 1977 در بوسان کره جنوبی بدنیا آمد . او یک بازیگر و خواننده کره ای می باشد و شروع فعالیت هنری اش در سال 1995 است . درس ال 2001 او در نقش اصلی یک سریال موزیکال به نام "مینا" بازی کرد و بسیاری از ترانه های او در همین سریال خوانده شده است . او در سال 2005 با کیم سانگ چول ازدواج کرد و البته هنوز هم بچه دار نشده است . حتما از اینکه شنیدین دختر سول پیونگ در امپراطور دریا یه خواننده هست تعجب کردین . ولی تعجب نکنید این قضیه زیاد هم در کره عجیب نیست . بیوگرافی بانو جمی :
نام:چه سی را (Chae Si ra--채시라) تاریخ تولد:25ژانویه 1968 قد :168سانتی مت وزن : 48 کیلو گرم علاقه مندی ها : نقاشی و گلف سریال های تلویزیونی : مرد نامرئی(2006)، امپراطور دریا (2004)، دوران محبوبیت (2004)، تشویق برای خانم ها ( 2000 ) جوایز:جایزه بهترین بازیگر زن از KBS
بهترین بازیگر زن از MBC در سال 1991 مدل های متنوع موهای بانو جمی :
قرن 7 تا 9 میلادی که همزمان با دوران طلایی امپراطوری چین است از نظر تنوع در مدل موی بانوان اشراف نیز دوران متنوع و جالبی محسوب می شود که نمونه جالب آن را در مدل موی بانو جمی می بینیم این مدل موها اکثرا در اثر تقلید زنان اشراف چینی بود که در نقاشی های این دوره بسیار دیده می شود . در این دوره مدلهای متنوع مو بین زنان اشراف رایج بود که به بخشی از آنان می پردازیم 1- مدل منحصر به فرد این دوره جمع کردن مو به صورت یک دایره بزرگ در جلوی صورت بود که موها را اول می بستند بعد پوش می دادند و از بالا در مرکز سر جمع می کردند ودر مرکز آن جواهرات یا سنگ های زینتی قرار می دادند.این مدل بیشتر مورد توجه زنانی بود که بسیار به جلوه فروشی در یک جمع علاقه داشتند زیرا نحوه پیچش آن سخت بود و زنان متشخص کمتر از آن استفاده می کردند( در قسمتها ی26 تا 28 این مدل را بر سر بانو جمی می بینید.) 2- مدل رایج دیگر که بسیاری از بانوان انتخاب می کردند این بود که موها را در دو دسته در پشت سر جمع می کردندو این دو دسته را در هم می پیچاندند و نهایتا همه موهای پیچیده شده را در هم لوله می کرده و با یک گیره در پشت سر محکم می کردند( مشابه یک نوع شنیون امروزی)این موها از جلو فرق بود که روی فرق را با زنجیرهای نقره یا تزینات سنگ نشان یا سنگهای تزینی تراش داده شده به شکل مار تزیین می کردند. 3- در مدل دیگر انتهای موها را گیسهای خیلی ریز می بافتند ودر لابلای این گیسها دانه های سنگی رنگی قرار می دادند این گیسها بسیار بلند بود هر گیس را به تنهایی لوله می کرده ودر پشت سر جمع می کردند که در نهایت یک توده موی بافته شده جمع شده را تشکیل می داد که لابلای آن با پر قرقاول ، بادبزن های ظریف طلا و نقره یا گلهای نقره ای یا طلایی تزین میشد این مدل چون مدل محبوب شاهزادگان چینی بود بسیار طرفدار داشت 4- در این مدل همه موها رابه صورت دم اسبی بالای سر جمع می کردند و دور موها با گیرهای بزرگ به شکل خورشید می بستند که روی آن جواهر نشان بود که به آن طوق خورشید می گفتند. 5- یکی دیگر از مدل ها جمع کردن همه موها به شکل یک تپه بالای سر بود این مدل مورد استفاده زنان بسیار معتبر و از خانواده های محترم بود در این مدل موها به چهار قسمت تقسیم میشد وهر قسمت به صورت جداگانه پیچیده می شد این چهار تکه پیچیده شده در کنار هم و بالای سر قرار میگرفت و بایک تاج یا یک طوق دور هم جمع میشد گاهی در لابلای این موها سنگ های زینتی رنگی به کار می بردند. به غیر از این مدل های متفاوت که در بین زنان اشراف باب بود و بسیار مورد توجه قرار می گرفت زنان خانواده های عادی توجهی به مدل موهایشان نمی کردند زیرا فقر مالی و زندگی سخت مانع از آن بود که بتوانند به سر و وضع وآرایش خود برسند. و موهایشان را خیلی ساده به صورت گرد (گوجه ای) در پشت سر جمع می کردند . دختران خانوادههای اشراف و ثروتمندان موهایشان را جلب نمی کردند وفقط موهای جلوصورت را جمع می کردند . موی بلند دختران که با آن شانه و گردن را زینت می دادند از جلوه های دلبری آن زمان محسوب میشد مواج بودن مو،میزان مشکی بودن آن ، و نحوه پیچش بالای ان از مظاهر زیبایی بود برای همین با روغن های مخصوص موها را چرب می کردند و شبها می بافتند تا صبح مواج و زیبا شود! عکسی از مدل موهای بانو جمی ( کلیک کنید ) : ![]() نویسنده : سوزیانا در انجمن اختصاصی امپراطور دریا عکس : الهام منبع : www.emperor-sea.ir
|
|
آلبرت انیشتین
|
|
مقدمه نویسنده: این هم زندگی نامه یکی دیگر از فیلسوفهای با ارزش قرن معاصر که هنوز نظریهای او ذهن همگان را به خود جلب کرده است. یعنی هم در رد کردن آنها و هم در پذیرفتن آنها مانده اند.
مقدمه آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. اما شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است، زیرا یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهرهبرداری میکرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش میکرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی میداشت.
ذوق هنری ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج ساله بود، روزی پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد، خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در کوک تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت، کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند. وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثهای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت.
هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آنجا که وی خوش بین و علاقمند به کسب لذّتهایی بود، تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد کرد. هنگامیکه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. آقای هرمان به وی تذکر داد که این کار زشت و نابهنجار است. دوران دانشجویی در این دوران مشهورترین مؤسسه فنی در اروپا مرکزی به استثنای آلمان ، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شرکت کرد، ولی بخاطر اینکه در علوم طبیعی اطلاّعات وسیعی نداشت درامتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاّعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست کرد که دیپلم متوسطهای را که برای ورود به دارالفنون لازم است در یک مدرسه سوئیسی بدست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر کوچک «آرائو»که با روش جدیدی اداره میشد معرفی کرد.
کسب کرسی استادی دانشگاه در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده بوسیله امپراتور اتریش انجام میگرفت که معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا میگذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب ، قبل از همه ، بر عهده فیزیکدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاو یائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسهای فراوان انیشتین این مقام را پذیرفت. عزیمت از پراگ در مدّتی که انیشتین در پراگ تدریس میکرد، نه فقط نظریه جدید خود را درباره غیر وی بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوانتوم نو را که در شهر برن شروع کرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد که در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک کرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب سر و صدای بسیار در این شهر شد، در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: «که نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد که همکارانش او را مورد شکنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترک کرد.»
انیشتین و جنگ جهانی اول هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اول ، روزنامههای برلین همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اینحال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم تحصیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد. مسافرتهای انیشتین تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین میشد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجّه عموم مردم بسوی نظریههای او جلب شود. مفاهیمی که برای تودههای مردم هیچگونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریبا چیزی از آن درک نمیکردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان سفرهای خود را آغاز کرد، ابتدا به هلند ، بعد به کشورهای چک و اسلواکی ، اسپانیا ، فرانسه ، روسیه ، اتریش ، انگلیس ، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. امّا نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود. آخرین سالهای زندگی انیشتین این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته شده بود. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع میگردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز میکرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او میباشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهور است که وی میبایست برای همکاری خود در شوروی سابق بفرستد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان آمریکایی ، خاصه دانشمندان اتمی ، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد.
|
|
دوباره
|
|
یه نگاه جدید.............از یه سمت دیگه
نظر و شرکت تو نظرسنجی یادتون نره |
|
دکتر هشترودی
|
|
این سری براتون زندگی نامه دکتر هشترودی رو آماده کردم......امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره مقدمه شرح حال بزرگ مردی که نگاه تیز بین او فراسوی هر پرده مات و کدری را در مییافت و وقتی به دنیا مینگریست به قدری آن را خوب میشناخت که درک نوع نگاه او به دنیا به بررسی بسیار نیاز دارد. در سال هزار و دویست و هشتاد و شش خورشیدی در شهر تبریز در خانوادهای فرهیخته کودکی به دنیا آمد که او را محسن نام نهادند، پدرش همچون اکثر آذریها مردی بود کوشا و با همت که چهارده سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود. یک روحانی وارسته و پرهیزگار که چون از نجف به تبریز برگشت اشراف و اعیان شهر برای او هدیههای بسیار فرستادند و او که انسانی وارسته بود تمام هدیهها را پس فرستاد حتی هدیه صولت السلطنه را. و با این شیوه به آنان فهماند که وابستگی به یک طبقه و دلسوزی برای طبقه دیگر باهم منافات دارد، این بود که در کنار ستارخان سردار ملی به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمایندگی مردم تبریز به مجلس شورا رفت. او مرد پارسا و سخت کوشی بود که از مال دنیا چیزی نیندوخت و همواره سعی میکرد چهار فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در این امر نیز موفق شد به گونهای که هر چهار فرزندش به نحوی در زمینه کاری خود موفق بودند. تحصیلات چهل روز که از حضور محسن در خانواده آنان گذشت
خانواده هشترودی به تهران نقل مکان کرد. محسن هشترودی تحصیلات
ابتدایی خود را در مدارس سیروس و اقدسیه گذراند. وی مرد بسیار سخت کوشی بود
و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگیری زبان فرانسه همت گماشت و در آن خصوص
چنان پیشرفت کرد که خیلی زود شروع به خواندن کتابهای فرانسوی نمود. محسن
از کلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت و چون سطح مدرسه دارالفنون از
بقیه مدارس بالاتر بود، بطور معمول هر دانش آموز تازه واردی را در
کلاسهای مختلف میسنجیدند. به همین دلیل معلم هندسه از او خواست
قضیهای را ثابت کند آن روز هیچ کس نمیدانست که روزی همین دانش آموز یکی از ریاضیدانهای بزرگ
دنیا خواهد شد. دکتر
هشترودی و اطرافیان وی نیز چون همه انسانها از محیط و افراد پیرامون
خود تأثیر پذیرفته بود، اما چند فرد به گفته خود او بیش از همه
بر وی تأثیر گذاشتند. در درجه اول برادر بزرگترش محمد ضیا هشترودی که دکتر
هشترودی بنیان تعلیم خود را از او میدانست. محمد ضیا مردی خود ساخته
بود تا کلاس یازده در دارالفنون خواند و چون معلومات او بیش
از حد کلاس و گاهی بیش از سواد معلمان بود مرتب بر معلمان خرده
میگرفت. سرانجام او را از مدرسه اخراج کردند، وی در شهرهای مختلف به
معلمی پرداخت و تا پایان عمر معلم بود. زبان فرانسه را بسیار خوب فرا گرفته
بود به گونهای که فرانسویان تحصیل کرده را شگفت زده میکرد. زبان عربی را
نیز خوب میدانست و مطبوعات عربی و ادبیات آن زمان را مطالعه میکرد،
ریاضیات را در حد عالی میدانست و این همه را خود آموخته بود. خصوصیات
فردی و فعالیتهای غیر ریاضی پروفسور هشترودی نیز همچون
پدرش انسانی وارسته بود وارسته و آزاد از بسیاری قید وب ندهای
دست و پا گیر ، قید و بندهایی که درصد بسیار زیادی از توان افراد را به خود
اختصاص میدهد و همین امر یکی از رموز موفقیت او بود. بیشتر پول و
وقتش را صرف مطالعه میکرد و مطالعه او هیچگاه به یک زمینه خاص محدود نمیشد.
علاوه بر ریاضی در ادبیات و بسیاری زمینههای دیگرنیز مطالعه داشت.
هر شبانه روز سه تا چهار ساعت میخوابید و بقیه وقتش را صرف مطالعه و
کارهای اجتمای و فرهنگی میکرد. استاد هشترودی پا به پای تدریس در دانشگاه در
سال هزار و سیصد و بیست و یک خورشیدی رئیس فرهنگ تهران ، در سال هزار
و سیصد و سی خورشیدی رئیس دانشکده علوم تهران شد.
پیشرفت
علمی از دیدگاه پروفسور هشترودی پروفسور هشترودی همواره بر این اعتقاد بود که با
شکوفا کردن
استعدادها و جهت دهی صحیح به آنها میتوان از لحاظ علمی
جایگاه شایستهای در دنیا بدست آورد. او همواره در تلاش بود
تا مسئولین را متقاعد کند که پژوهشگاه بزرگی در ایران تأسیس کنند تا
تمامی استعدادها در آن گرد آیند و در جهت شکوفا نمودن جامعه
تلاش نمایند. امکانات پژوهشی در آن جمع آید، جوانان علاقهمند و
مستعد در شهرها و روستاها بی هیچ تبعیضی شناسایی شوند و این امکانات را در
اختیار آنان بگذارند تا استعدادها به موقع شکوفا شود و پژمرده نگردد. بر
سر هر کوچه باید کتابخانهای باشد و فراخور محل کتابهای مقدماتی همه علوم و هنرها را در آن گرد
آورند. جوانان را باید به کتابخانه
و مراکز فرهنگی کشاند، تنها از این راه است که دانشمندان و هنرمندان بسیاری از
جامعه سر بر میآورند و ایران جایگاه شایسته و دیرین خود را در دنیای علم
بدست خواهد آورد. مقالات و
تألیفات پروفسور حاصل زندگی پر بار پروفسور
هشترودی را نمیتوان به سادگی با معیارهای کمی قیاس کرد، وی طی سالهای استادی خود شاگردان
برجستهای تربیت نمود که هر کدام راه او را پیش گرفتند و مایه سر
بلندی ملت ایران شدند. آیا تعلیم انسان آن هم انسانهای برجسته
و بزرگی که پرتو وجود هر کدام از آنها به تنهایی روشنی بخش
قسمت وسیعی ازجامعه است را می توان به آسانی سنجید و با معیارهای موجود
ارزیابی کرد؟ حاصل شصت و نه سال زندگی پر ثمر علاوه بر کارهای فرهنگی ، علمی و مدیریتهای فرهنگی مقالهها و
کتابهای بسیاری است که
مشهورترین آنها به قرار زیر میباشد:
وداع با
دنیا سر انجام پروفسور هشترودی در روز سیزدهم شهریور سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی چشمان تیز بین و کنجکاو خود را بر این جهان پر فسون بست و این چنین خلأی دردناک و سنگین در میان جامعه علمی ایجاد شد. او در حالی این جهان را بدرود گفت که همچنان به کار با جوانان عشق میورزید و آرزو میکرد ای کاش سنت جاری اجازه میداد تا جسدش در دانشگاه دفن شود تا باز خاک نشین قدم جوانان باشد. |
|
دکتر محمود حسابی
|
|
لپ کلام: می خوام یه چند وقتی از دانشمندان بزرگ بنویسم......... اول هم از دکتر
محمود حسابی شروع کنم.........امیدوارم خوشتون بیاد. اطلاعات اولیه پنجم اسفند 86,
یکصد و پنجمین سال تولد بزرگ مردی بود که داستان زندگیاش نموداری از یک پژوهشگر به تمام معنی است. او در تمام حیات
مقدس خود ، یک لحظه هم فکر توقف و سکون را به ذهنش راه نداد. وی فیلسوفی با
استعداد , پر تلاش و با
پشتکار بیپایان همراه با تعصب ملی و دانشمند با خصویات ناب ایران است. دکتر محمود حسابی کیست؟ دکتر محمود حسابی
در سال 1281 در تهران متولد شد. در پنج سالگی همراه با خانوادهاش عازم بیروت شد.
پدرش معز السلطنه کنسول
ایران در سرزمین شامات بود. اما
ایشان پس از مدت کوتاهی خانوادهاش را برای همیشه ترک کرد و به تهران بازگشت. بدین ترتیب دکتر حسابی در غربت, آواره و تنها ، همراه با مادر و برادرش در منزل حاج
علی تفرشی نگهبان سفارتخانه ایران در بیروت به سختی روزگار میگذرانید. اما دکتر حسابی در این دوران سختی
، از کار تحصیل غافل نماند و
تحصیلات متوسطه را در یک کالج آمریکایی و بعد تحصیلات عالیه دانشگاهی را در رشته ادبیات دانشگاه بیروت گذراند. پس از آن به تحصیل در رشته راه و ساختمان ، سپس معدن و بعد ریاضیات و ستاره شناسی پرداخت، و در همه این رشتهها موفق به اخذ مدرک شد. ورود دکتر حسابی به وادی فیزیک دکتر حسابی یک روز
به این فکر افتاد که چرا شغلهایی که تاکنون داشتهاست باعث رضایت خاطر او نشدهاند؟ برای یافتن پاسخ این
پرسش به سراغ استادش دکتر ژانه رفت. دکتر ژانه او را به پرفسور فابری استاد دانشگاه سورین و فیزیکدان معروف راهنمایی کرد. وی پس از پذیرفته شدن در امتحان مربوط به
این رشته ، قدم به وادی فیزیک
گذاشت، و با تلاش زیاد پس از سه سال (در سن 27 سالگی) موفق به اخذ دکترای فیزیک از دانشگاه سورین شد. اقدامات دکتر حسابی در ایران
در ایران
سخن آخر دکتر حسابی در تمام
مدت خدمت به وطن از کارهای علمی چون عضویت در کنگره ریاضیات اسلو در نروژ ، عضویت در کنفرانس
علمی پرینستون ، عضویت در انستیتو تحقیقات هستهای شیکاگو ، عضویت در آکادمی علوم نیویورک ، عضویت در کنفرانس
اتمی ژنو ، عضویت در انجمن فیزیک اروپا و .. غافل نبود. در زمینه تحقیق
علمی 25 مقاله ،رساله و کتاب از دکتر حسابی به چاپ رسیدهاست.)) نظریه بینهایت بودن ذرات(( ایشان در میان
دانشمندان و فیزیکدانان جهان شناخته
شدهاست. استاد دکتر حسابی به چهار زبان زنده دنیا مانند آلمانی ، انگلیسی ، فرانسه و عربی مسلط بوددند. همچنین
ایشان به زبانهای سانسکریت ،
لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی اشراف کامل داشتند. |
|
سال نو مبارک
|
|
بالاخره سال 86 هم با تمام خوشی ها و سختی هاش تموم شد............
خیلی ها به جمعمون اضافه شدن و به زندگی هامون شادی آوردن........... خیلی ها هم از کنارمون رفتن و خاطره هاشون موند واسه ما................... اما امیدوارم این سال جدید رو با رفاقت ها و مهربونی هامون برای همدیگه خوش کنیم و این یه سال عمر رو ....... (یعنی356 روز - یعنی تقریبا ساعت 8544 - یعنی تقریبا 512640 دقیقه - یعنی تقریبا 30758400 ثانیه - ودر نهایت یعنی خیلی) ..................................به نحو احسنت بگذرونیم............................... .......خوش بگذره....... ![]() |
|
تا سال بعد
|
|
دارم یه خونه تکونی رو وبلاگم انجام میدم
واسه همین دیگه مطلب جدید نمیذارم |
|
مقایسه امنیت در ویندوز و لینوکس
|
|
ببین اگه مطلبو میخونی یا واسه خودت کپی میکنی، یه نظر هم بنویس ما دلمون خوش باشه. «راستی لطفا تو نظرسنجی هم شرکت کنید» امنيت نرم افزاري به طور کلي يک مفهوم انتزاعي است که به پارامترهاي فکري هر شخص وابسته است. چون درجه آسيب پذيري امنيتي، از خط به خط کدهاي برنامه نويسي به وجود مي آيد. هر حوزه امنيتي از درجه حساسيت خاصي برخوردار است که ممکن است براي کاربران يک پايه فوق العاده مهم باشد يا بر عکس. در نتيجه تعابير بسيار زيادي براي امنيت وجود دارد. مخصوصا اگر بخواهيد درباره امنيت برنامه کامل و پيچيده اي مانند سيستم عامل ها و مثلا ويندوز و لينوکس صحبت کنيد. پارامترهاي عيني متعددي براي درجه بندي امنيت وجود دارد که مي توان از آن طريق باگ هاي برطرف شده يک مجموعه نرم افزاري خاص را محاسبه کرد. هنگامي که ويندوز و لينوکس با هم مقايسه مي شوند، نقطه ضعف هاي امنيتي ديگري ظاهر مي شوند که در اين مقايسه دخيل هستند. اخيرا موسسه CERT گزارشي از اسيب پذيري هاي استاندارد اين دو سيستم عامل را منتشر نمود که طي آن 250 حفره امنيتي حساس براي ويندوز گزارش شده که 39 حوزه آن در ليست خطرناک ترين نقاط ضعف امنيتي قرار دارند و براي لينوکس ردهت نيز 46 حفره امنيتي گزارش شده است که سه حفره آن در ليست آسيب پذيري هاي امنيتي بسيار خطرناک قرار دارند. هزاران گزارش از مقايسه امنيتي ميان لينوکس و ويندوز وجود دارد. اما مبناي اين تحقيق CERT گزارش هايي بوده که توسط کاربران موسسات دولتي ارائه شده اند و در ان حفره هاي امنيتي خطرناک مشابهي گزارش شده است. دلايل قانع کننده اي براي ان تفاوت امنيتي ميان دو سيستم عامل وجود دارد. به عنوان مثال مدل توسعه اپن سورس برنامه هاي لينوکس، امکان گزارش . شناسايي باگ هاي را در فاصله زماني زودتري امکان پذير مي کند. اين مزيتي است که در ويندوز از آن بي بهره است. ديگر پارامترها نامطلوب براي ويندوز، اعتماد بسياري از کرنل برنامه هاي کاربردي ويندوز به (RPC Remote Procedure )،متد توسعه جامعه کامپيوترهاي خانواده اينتل،است. نتيجه اين رويه،ضعف قوانين ديواره هاي آتش در مقايسه با سيستم عامل هايي مانند لينوکس است که در سطح بسيار کمتري از RPC استفاده مي کنند. ميان اين دو سيستم عامل، تفاوت هاي امنيتي ديگر نيز وجود دارد که براي کاربران پايانه اي اين سيستم عامل ها بروز خواهد کرد و در حوزه آسيب پذيري هاي مديريتي سيستم گنجانده نمي شوند . براي مثال ويندوزها قطعا زمينه مساعدتري براي شيوع ويروس ها در سمت کاربران پايانه اي داراست که ايمني سيستم به خود کاربر و استفاده از آنتي ويروس ها واگذار شده است. اخيرا ويندوز شاهد ربودن اطلاعات سيستم ها توسط ابزارهايي به نام Spyware يا جاسوس افزار بود که مي توانند به صورت محرمانه و پنهاني اطلاعات شخصي شما را در سطح اينترنت پخش کنند که در وبگردي، از روي خطا يا اختيار آن ها را بر روي سيستم فعال مي کنيد. مايکروسافت جديدا براي مقابله با اين پديده يک شرکت ضد ويروس و ضد جاسوس افزار را خريداري کرده است. امکان دارد که بتوان توسط مدير سيستم يا کاربران ارشد، ويندوز لينوکس را به درستي مديريت کرد. اما بسياري از برنامه هاي کاربردي ديگر ويندوز با اين سيستم يکپارچه نيستند و نياز است توسط کاربران، با مجوزدهي صحيح مدير سيستم، اجرا شوند. اما برنامه هاي کاربردي لينوکس غالبا نيازمندي هاي امنيتي را رعايت کرده و در نتيجه کمتر مي توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند. ويندوز تنها از طرف توسعه دهنده خود دچار مشکل است که دوست دارد يک سيستم ساده را خلق کند که براي استفاده کننده بسيار آسان باشد. اما اين سايت با هزينه بسيار زيادي از ناحيه امنيت سيستم همراه است. اين امتياز حتي موجب سست شدن امنيت سيستم نسبت به نسخه هاي قديمي تر مي شود، ضعفي که لينوکس هنوز با آن مواجه نشده است. لينوکس نيز داراي ضعف هاي امنيتي است. عموما سازندگان خودشان سخت افزار يا درايوهاي مخصوص خود را براي سازگاري با ويندوز توسعه مي دهند. اما در جامعه لينوکس غالبا از مهندسي معکوس براي ساخت اين محصولات استفاده مي شود. در سيستم عامل هاي اپن سورس، گاهي قدم اول همين مهندسي معکوس، غيرقابل پيش بيني خواهد بود. در برخي موارد، سازگاري يک سخت افزار با لينوکس، به کندي صورت مي پذيرد که نسبت به ويندوز، شايد ماه ها و شايد تا دو سال به طول بينجامد. خوشبختانه با پشتيباني شرکت هايي مانند IBM و Novell از استانداردهاي اپن سورس، برخي از مشکلات پيچيده حل شده و پروسه سازگاري با لينوکس ساده تر شده است. فارغ از محيط هاي گرافيکي، رابط خط فرمان لينوکس براي بسياري از کاربران سخت و پيچيده است و آنان درک درستي از آن ندارند. همين امر موجب مي شود مديران سيستم ها، از به کار گرفتن ابزارو مفاهيم پيچيده براي برقراي امنيت در سيستم اجتناب کنند. لينوکس اصولا داراي قابليت هاي سيستم عاملي يک شبکه است و در نصب پيش فرض، بسياري از برنامه هاي کاربردي شبکه فعال نيست. اين موضوع مي تواند آسيب پذيري هاي ناشناخته اي را به وجود آوردکه هر يک از آن ها تهديدي امنيتي براي سيستم عامل محسوب شوند. خوشبختانه اين موارد و بسياري از نقاط ضعف ديگر لينوکس، با به کارگيري يک لايه سخت گيرانه امنيتي و ابزار ساده خط فرمان براي آسان کردن کار مدير سيستم بهبود يافته است. يکي ديگر از امتيازات لينوکس، وجود تعداد بي شماري ابزار متنوع مبتني بر لينوکس براي فراهم کردن امنيت در سيستم (Nessus ) امکان پويش شبکه، حفره هاي موجود بر روي سيستم راه دور، باگ هاي نرم افزاري اجرا شده بر روي شبکه و ديگر ابزار نصب شده موجود در سيستم را فراهم مي کند. Nessus در سيستم هايي که به تازگي نصب شده اند، مي تواند به کار گرفته شود. علاوه بر اين قابليت گزارشگيري از يک سيستم سرور را در يک دوره مشخص دارد. Nmap ابزار ديگري براي اسکن شبکه است که نسبت به Nessus کاربردهاي کمتري دارد. اين ابزار مي تواند به صورت پيش فرض همراه لينوکس نصب شود. گذشته از سودمندي اين ابزار براي هر کارشناس IT ، هنوز ابزاري به راحتي آن در پيکربندي لينوکس ارائه نشده است. متخصصان امنيتي در هنگام اتصال به يک شبکه اينترنت از فايروال نيز استفاده مي کنند. فايروال ها به صورت بسته هاي افزودني به سيستم سرور براي تامين امنيت بيشتر به کار گرفته مي شوند. ابزاري مانند، ACID مي توانند اطلاعات را آناليز کرده و مطابق اين اطلاعات مشخصه هاي يک را تشخيص دهد. ACID امکان گزارش از طريق ايميل را دارد و از طريق يک رابط گرافيکي، تمامي اطلاعات يک بسته فعال شبکه را نمايش مي دهد. استفاده از اين ابزار براي هر شرکتي که در حوزه امنيت IT فعاليت مي کند، توصيه مي شود. ACID ممکن است گزارش هاي متناقض و ناصحيح بسياري براي مدير سيستم توليد کند و از اين رو نياز به تنظيم و پيکربندي هميشگي آن وجود دارد. فارغ از سيستم عاملي که استفاده مي کنيد عدم به کارگيري ابزار مناسب، مي تواند يکپارچگي امنيتي کار شما را به خطر بيندازد. عدم پشتيبان گيري کافي ضعيف بودن رمزهاي عبور، اشتراک گذاري حساب هاي کاربري و پروژه هاي امنيتي که توسط تيم بازرسي ناديده گرفته شوند، و بازبيني و نظارت ضعيف، از ديگر موارد نقض امنيت سيستم هستند |
|
مقایسه ویندوز و لینوکس
|
|
امروزه هر جا که می ری بحث
سر دو تا سیستم عامل هست.windows-linux
هر کسی یک طوری این دو تا سیستم عامل رو مورد
مقایسه قرار می ده طرفدارن linuxنظرات خودشون رو دارند و
طرفداران سنتی ویندوز هم نظرات خودشون برای نتیجه گیری بهتر باید این دو سیستم
عامل را از جهات مختلفی مورد بررسی قرار داد. |
|
سیستم عامل لینوکس
|
|
مقدمه نویسنده: خب خیلی ها هنوز چیزی در مورد سیستم عامل لینوکس نمیدونند. به خاطر همین و با توجه به این خبر چند روز دیگه یه مطلب در مورد سیستم عامل لینوکس و مقایسه اون با ویندوز براتون میذارم. اخبار: همایش آشنایی با سیستم
عامل ملی(لینوکس) در وزارت کشور ایتنا - همایش آشنایی با سیستم عامل ملی(لینوکس) در وزارت کشور چهار شنبه 12
اسفند سال جاری برگزار شد. به گزارش رسیده از روابط عمومی و اطلاع رسانی طرح ملی لینوکس فارسی، سازمانها
و ارگانهای دولتی یکی پس از دیگری همه به فکر بررسی در مورد نرمافزارهای متنباز وسیستم عامل لینوکس هستند. همایشهایی که در این زمینه در
سازمانها برگزار میشود حاکی از این است که همگی درصدد بسترسازی فرهنگی مناسب و ایجاد پذیرش در میان مدیران و کارشناسان نهادها میباشند.
مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات شریف و وزارت کشور این همایش
را با اهداف زیربرگزار کردند: |
|
آیدین نیکخواه بهرامی درگذشت
|
|
بدینوسیله میخواستم فوت ناگوار جوان
بسکتبالیست و افتخارآفرین کشور، آیدین نیکخواه بهرامی را به خانواده، برادر
گرامی او، خانواده بسکتبال، و تمامی دوست داران او تسلیت عرض کنم.
با کمال تاسف و ناباوری بازیکن ارزنده تیم ملی بسکتبال کشور و
صباباتری ، آیدین نیکخواه بهرامی در حادثه رانندگی در جاده چالوس ، ساعت ۴
صبح امروز دار فانی را وداع گفت.مراسم تشيع جنازه ساعت 9:30 صبح فردا شنبه
8 دي از ورزشگاه شهيد شيرودي با حضور ورزشکاران و مسئولان ورزش برگزار شد. وقتی شنبه شب این خبر رو از اخبار
شنیدم، باورم نمیشد. اشکم دراومد و از خودم ناراحت شدم که چرا زودتر از خدا تو این روزهای عزیز برای این
جوان پر افتخار ایرانی طلب مغفرت میکنم و از خانواده ی او میخواهم که من، یکی از
کوچکترین عضوهای خانواده بسکتبال رو در غم خودشون شریک کنند. ........................................................روحش شاد............................................................ ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
عکس جدید
|
|
..........چندتا عکس جدید از Angels واستون گذاشتم..........
☻ امیدوارم خوشتون بیاد ☻ ![]() ☺ به ادامه راه برو ☺ ادامه راه |
|
تم جدید
|
|
چندتا تم جدید از گوشی W710i براتون گذاشتم...............
البته به سفارش سحر خانم..............تقدیم شما....... ........شرمنده که دیر شد.........با 5 روز تاخیر................. ........................به ادامه مطلب برو............................ ادامه راه |
|
تازه ها
|
|
فوق العاده........................................................................................... فوق العاده متن شعرهای هر خواننده (البته غیر ایرانی) رو که بخواهید براتون میذارم. فقط کافیه که اسم خواننده و اسم اون قطعه مورد نظر رو برام تو قسمت (ستاره ها) بنویسید یا ایمیل بزنید. الان هم متن قطعه Numb از گروه محبوب خودم گروه Linik Park رو براتون گذاشتم. همینطور متن قطعه No volvere از گروه Gipsy King (که تو سریال راه بی پایان خیلی پخش میشه) رو در ادامش براتون نوشتم. برای دیدن این دو تا متن به ادامه راه بروید.
راستی نظر هم یادتون نره...................تو نظرسنجی هم تو رو خدا شرکت کنید.................اونو واسه شما گذاشتم........ممنون. ادامه راه |
|
فرشته
|
|
چندتا عکس از فرشته ها برای وبلاگ شما.............
Angel of Paradise7 اگه علاقه دارین درنگ نکنین.
ادامه مطلب............................................کلیک کن.
ادامه راه |
|
تم موبایل
|
|
چندتا نمونه دانلود تم...............
روی ادامه مطلب کــلـــیـــــــــــک کن........... ادامه راه |
|
از دست ندین
|
|
اگه تم گوشی میخواین اسم گوشیتونو بهم بگین تا براتون چند تا از قشنگترین تمها رو برای دانلود بذارم. خواستین بگین که تمها چه مدلی باشن یا مثلا از کدوم شخص یا چیز باشن.
خوب به هر حال تعداد گوشی ها زیاده و اگه بخوام از هر گوشی یه تم هم بذارم خیلی میشه.
|
|
بدو بدو حراجش کردم
|
|
هر مطلبی و هر مقاله ای و هر تم گوشی و هر عکسی که میخواین.........
بگین تا براتون تو اولین وقت به نمایش بذارم..........
|
|
کیهان در مرزهای فضا و زمان 02
|
|
پیشگفتار نویسنده: همونطور که قول داده بودم، ادامه متن اخترشناسی را براتون به نمایش میذارم. اگر جزو اون دسته افرادی هستید که متن قبلی را مطالعه کردید و منتظر ادامش بودید، ازتون تشکر میکنم. انصافا هم ارزش دنبال کردن داره. اگر هم جزو افرادی هستید که تازه این مطلب رو مشاهده کردید، پیشنهاد میکنم که اگه از ستاره و آسمان و کهکشان و این جور مطالب خوشتون می آد، حتما متن قبلی رو از آرشیو پیدا کنید و اون رو هم مطالعه کنید. این اثر ترجمه ای است از کتاب: Unser KOSMOS An Grenzen Von Raum Und Zeit کیهان در مرزهای فضا و زمان نویسنده: دکتر اریک اوبلاکر مترجم: بهروز بیضایی چگونه ستارگان ایجاد میشوند؟ ستارگان ذخیره مواد سوختنی محدودی دارند و به این لحاظ نمیتوانند برای همیشه نورانی بمانند. تمام آنها، همانند خورشید ما، زمانی ایجاد شده اند و باید اصولا زمانی دیگر یعنی وقتی که مواد سوختنی آنها تمام میشود، خاموش شوند. امروزه نیز با هم ستارگان جدیدی در سحابی های غباری و گازی عظیم متولد می شوند. www.Paradise7.blogfa.com در چنین منطقه پیدایش ستاره ای – یک ابر گازی کیهانی سرد و عظیم که از مواد موجود در آن میتواند هزاران خورشید ایجاد شود- شروع به انقباض میکند. این ابر پس از مدت زمانی به پاره ای ابرهای کوچکتری فرو می پاشد. در این پاره ابرها تراکمهایی ساخته می شوند، که در ابتدا هنوز گلوله های گازی سردی هستند، که همواره بیشتر و بیشتر منقبض می شوند و در این فرآیند به تدریج گرم میشوند. www.Paradise7.blogfa.com از هر یک از این تراکمها میتواند یک ستاره یا یک دستگاه خورشیدی کامل ایجاد شود. یک چنین گلوله گاز همواره کوچکتر و متراکمتر میشود، زیرا که اجرام موجود در آن همدیگر را جذب میکنند. مواد پیرامونی این خورشید در حال تشکیل – که آن را ستاره گونه نیز مینامند- شروع به ریزش بر سطح آن میکند. ستاره ایجاد شده، که در ابتدا پوشش مداری مات و کدری به دور آن است، به تدریج داغتر میشود و شروع به نور افشانی میکند. سرانجام دما در مرکز آن به چندین میلیون درجه و فشار درونی به میزان بسیار زیادی آفزایش می یابد. تحت این شرایط همجوشی یا ذوب هسته ای آغاز میشود، و با این فرایند انرژی مافوق تصوری رها میشود. اکنون کوره اتمی روشن شده است، ستاره جوان یک منبع انرژی تقریبا تمام نشدنی دریافت داشته است، که زندگی اغلب میلیاردها ساله او را امکان پذیر میسازد. www.Paradise7.blogfa.com امروزه چگونگی ایجاد سیاره ها را نیز میتوانتوجیه کرد و توضیح داد. اکثر ستاره گونه ها به دور خود میچرخند. به هنگام انقباض این چرخش همواره سزیعتر میشود. درست مثل کسانی که روی یخ بازی میکنند، که هر چه دستهایشان را بیشتر به بدنشان بچسبانند و خود را منقبض کنند، سریعتر بر روی یخ به دور چرخ میچرخند. این گلوله گازی در اثر چرخشی که دائم سرعت بیشتری میگیرد، به اصطلاح پَخ میشود و به صورت صفحه ای در میآید. در وسط این صفحه تراکمی عظیم ایجاد میشود که به یک ستاره ثابت درخشان و نورانی تبدیل میشود. از قسمتهای دور از مرکز صفحه سیاره ها میتوانند ساخته شوند. www.Paradise7.blogfa.com دستگاه خورشیدی ما نیز شاید به همین روش ایجاد شده است. با تلسکوپها و ماهواره های جدید امروزی، مشاهده صفحه های بزرگ به دور ستاره های جوان به آسانی امکان پذیر است، صفحه های که بعدها از آنها سیاره و قمرها میتوانند ساخته شوند. www.Paradise7.blogfa.com چه زمانی باید خورشید بمیرد؟ هنگامی که ستاره ای مانند خورشید ما متولد می شود، میتواند چندین چند میلیارد سال تقریبا به طور یکسان و یکنواخت نور افشانی کند و سیاره های منظومه خود را از انرژی بهرمند سازد. به هر حال زمانی میرشد که دیگر ذخایر مواد سوختنی در مرکز آن به انتها میرسد و چراغ عمرش خاموش میشود. خورشید میتواند نزدیک به 11 میلیارد سال مداوم نور افشانی کند، که از این مدت حدود 5 میلیارد سال را پشت سر گذاشته است. وقتی که در هسته مرکزی این ستاره، تمام هیدروژن به هلیوم تبدیل شود، هسته درهم میریزد و همواره داغتر میشود. به دور هسته مرکزی هنوز هیدروژن یافت میشود که در آن نیز «میسوزد» و به هلیوم تبدیل میشود. مرکز خورشید همواره داغتر و داغتر میشود. در نهایت بر اثر همجوشی هسته ای دیگری هلیوم به کربن تبدیل میشود. بر اثر تمام این فرآیندها در یک ستاره در حال پیر شدن فشار اضافی ایجاد میشود و ستاره به صورت یک «غول سرخ» متورم میشود. خورشید ما در پایان زندگی خود چنان بزرگ خواهد شد، که سیاره های درونی یعنی عطارد و زهره را می بلعد و زمین را تا 1000 درجه سانتیگراد داغ میکند. در پایان، خورشید در حال مرگ، پوشش بیرونی خود را پس میزند و از خود میراند؛ هسته خورشید باقی میماند و به تدریج سرد میشود. ستارگان بزرگتر مدارهای خارجی خود را با انفجاری عظیم از خود دور می کنند، که دانشمندان این پدیه را «انفجار سوپرنوا» مینامند. www.Paradise7.blogfa.com کوتوله های سفید و تپ اخترها چیستند؟ ستارگان پیر و قدیمی، مانند خورشید ما، به تدریج لایه های بیرونی خود را دفع می کنند؛ ستارگان سنگین در پایان عمر خود منفجر میشوند. البته اکثر اوقات یک هسته تمام یوخته از آنها باقی میماند. اگر این هسته کمتر از 1.4 جرم خورشید وزن داشته باشد، به یک کوتوله سفید تبدیل میشود. یعنی کره ای که نزدیک به اندازه کره زمین است. البته در این کره کوچک تمام توده جرم خورشید متراکم می شود، به نحوی که یک قاشق چای خوری از ماده کوتوله سفید چندین تن وزن خواهد داشت! www.Paradise7.blogfa.com شگفت تر از این، سرنوشت باقیمانده ستارگانی است، که بین 1.4 تا 3 برابر جرم خورشید وزن دارند. آنها به صورت کره هایی که حدود 20 کیلومتر قطر دارند فرو میپاشند. یک سانتیمتر مکعب از مواد آنها شاید چیزی حدود 100 میلیون تن وزن خواهد داشت. این باقیمانده های ستاره ای را با نام «ستاره نوترونی» مشخص میکنند، زیرا آنها تقریبا به طور کامل از ذراتی ساخته شده اند که نوترون نام دارند. انسان میتواند ستاره های نوترونی زیادی را در آسمان نظاره کند. این کره های کوچک، ولی پرجرم بسیار سریع حول محور خود میچرخند. روی این کره های کوچک نقاطی وجود دارد، که پرتوافشانی بسیار زیادی دارند. هرگاه این نقاط به طرف زمین قرار میگیرند نوری شدید و لحظه ای دریافت میشود. در واقع انسان در آسمان یک منبع نور و تشعشع تپشی یا لحظه ای مشاهده میکند. به این جهت ستارگان نوترونی را «تپ اختر» نیز مینامند. www.Paradise7.blogfa.com
سیاهچاله چیست؟ کوتوله های سفید و ستاره های نوترونی را همواره میتوان دید، اما مشاهده باقیمانده های ستاره ای که وزنی بیش از 3 برابر جرم خورشید دارند، امکانپذیر نیست. این ستاره ها به صورت ساختارهای چنان کوچک و متراکمی فرو می پاشند که بر سطح آنها نیروی گرانش غیر قابل تصوری حکم فرما میشود. این نیروی گرانش در نهایت چنان زیاد میشود که همه چیز، حتی نور را جذب میکند و در خود به دام میاندازد. چنین باقیمانده های ستاره ای را به همین دلیل، نمیتوان دید و لذا آنها را «سیاهچاله» مینامند. این ساختارهای شگفت انگیز کوچک البته میتوانند، همچون گردابی عظیم، تمام چیزهایی را که نزدیک آنها میشوند ببلعند، اما نمیگذارند هیچ چیز حتی نور، از دست آنها رها شود و بگریزد. www.Paradise7.blogfa.com چون این سیاهچاله ها هیچ پرتویی از خود نمی تابانند، نمیتوان آنها را به طور مستقیم مشاهده کرد. با این وجود اخترشناسان بر این باورند که قراین و شواهدی برای اثبات وجود این جرایم آسمانی یافته اند. برای مثال ستارگانی را میتوان در آسمان یافت، که دور مرکزی ناشیدا در گردشند، که این مرکز در واقع فقط می تواند یک سیاهچاله باشد. سیاهچاله گاهگاه موادی را از این ستاره می رباید که در فرایند این مواد شدیدا داغ میشوند و قبل از آن که توسط سیاهچاله بلعیده شوند، پرتوهای رونتگن (یا اشعه ایکس) از خود میتابانند. این پرتوها را «آوای مرگ ماده» نیز مینامند. www.Paradise7.blogfa.com علاوهبر سیاهچاله های «ستاره ای» که هم اینک توضیح داده شد، که در واقع آنها را باقیمانده های ستارگان تصر کنیم، شاید سیاهچاله های بسیار پرجرمی در مرکز کهکشانها نیز وجود دارند. بسیاری از پژوهشگران، مثلا فیزیکدان مشهور انگلیسی «استفان هاوکینگ» بر این عقده اند که در فضای عالم «سیاهچاله های کوچک» نیز وجود دارند که در زمان آغاز عالم به وجود آمده اند. www.Paradise7.blogfa.com
خوشه ستاره ای چیست؟ اگر به دقت به آسمان بنگریم، میتوانیم حتی با چشم عادی و غیر مسلح تعداد نقاطی را در آسمان تشخیص دهیم که در آنها به خصوص تعداد ستارگان زیادی متمرکزند. چنین مجموعه ای از ستارگان را «خوشه ستاره ای» مینامند. www.Paradise7.blogfa.com معروفترین این خوشه ستارگان، خوشه پروین یا هفت اختران در صورت فلکی ثور است، که البته نه از هفت ستاره، بلکه از حدود 200 ستاره تشکیل شده استwww.Paradise7.blogfa.com. در مناطق ایجاد ستاره ای – یعنی ابرهای گازی بزرگ (یا سحابی ها) که به بخشهای منفرد و جدا از هم فرو میپاشند – تمرکزهای کم و بیش شدیدی به وجود میآیند، که از آنها صدها و هزارها خورشید و دستگاه خورشیدی در توده های بزرگ ایجاد میشوند. این تمرکزها میتوانند به «خوشه ستاره ای باز» مانند خوشه پروین تبدیل شوند. www.Paradise7.blogfa.com این توده های باز چیزی جز خانواده ای از خورشیدهای جوان نیستند؛ خورشیدهایی که همگی از یک ابر گازی بزرگ ایجاد شده اند. آنها در ابتدا، قبل از آن توده ستاره از هم بپاشد راه زندگی مشترکی را آغاز میکنند. www.Paradise7.blogfa.com توده ستارگان کروی جزو زیباترین اجزای فضای کیهان بشمار می آیند، که در آنها نه 100 ستاره بلکه 100 هزار یا حتی یک میلیون ستاره تمرکز یافته اند. www.Paradise7.blogfa.com در مرکز توده های کروی، ستارگان چنان متراکم و نزدیک به هم قرار گرفته اند که حتی گاهی این پدیده موجب برخورد میان توده ستاره ها میشود. اغلب توده ستارگان کروی جزو قدیمی ترین اجرام عالم به شمار می آیند. www.Paradise7.blogfa.com
در کجای کیهان جای داریم؟ در یک شب صاف و پر ستاره میتوانیم به آسانی نوار نقره ای راه شیری را مشاهده کنیم. قدیم آدمیان بر این باور بودند که این نوار نقره ای شیر الاهه است که در سراسر آسمان پاشیده شده است. اگر با دوربین به راه شیری نگاه کنیم، میبینیم که این نوار نقره ای از انبوهی از ستارگان منفرد تشکیل شده است. تمام این خورشیدهای دور دست، اجزای یک دستگاه بزرگ کیهانی، یعنی کهکشان ما، کهکشان راه شیری اند. www.Paradise7.blogfa.com خورشید تنها ستاره ای در اندازه کوچک، در میان این جزیره جهانی بزرگ است. نقاط تاریک راه شیری، به واقع حفره های خالی از ستاره نیستند. بلکه ابرهای غباری عظیم، نور ستارگانی را که در پشت آنها قرار دارند در خود فرو میبلعند (و لذا این طور به نظر میرسد که در این نقاط حفره های خالی از ستاره وجود دارد.) www.Paradise7.blogfa.com کهکشان راه شیری را باید به صورت یک صفحه دوار با تراکم بسیار از ستارگان در مرکز و بازوهای خمیده زیادی در پیرامون آن تصور کنیم. این دستگاه از حدود 200 میلیارد ستاره و همچنین گاز، غبار و – نیز ماده ای که کمتر درباره آن پژوهش شده و در اصطلاح به آن ماده تاریک میگویند- تشکیل میشود. حدود 90 درصد کهکشانهای عالم از ماده تاریک اسرار آمیز ساخته میشوند، و لذا ستارگان و سیاره ها در فضای کیهان تنها اقلیتی کوچک اند. www.Paradise7.blogfa.com صفحه راه شیری تراکمهایی حلقوی شکل دارد، که به ویژه در این تراکمها مناطق ایجاد ستاره ای زیادی، با خورشیدهایی نورانی و جوان قرار دارند. این بازوهای حلقوی را اگر میتوانستیم از خارج کهکشان مشاهده کنیم، نورانی تر از بقیه صفحه کهکشان به نظر می آمدند. پیرامون صفحه، ابری از توده ستارگان کروی، ستارگان منفرد، گاز و ماده تاریک وجود دارد که آنها را «هاله» مینامند. قطر صفحه حدود 100 هزار سال نوری، ضخامت یا کلفتی آن در مرکز حدود 18 هزار، و در لبه ها یا کناره ها حدود 3000 سال نوری را دربر می گیرد. خورشید در حدود 30 هزار سال نوری از مرکز کهکشان فاصله دارد و هر 240 میلیون سال یکبار به دور این مرکز میگردد. اخترشناسان چنین گمان دارند که در مرکز صفحه تمرکز شگفت انگیزی از مواد – یعنی یک سیاهچاله بسیار بزرگ- قرار دارد. در مناطق خارجی صفحه ، یعنی جایی که خورشید و سیاره های آن (منظومه شمسی) وجود دارند، تمرکز ستاره ای آنچنان کم است، که خورشیدهای همسایه چندین سال نوری از ما فاصله دارند. لذا احتمال برخوردهای میان ستاره ای در این مناطق بعید است. اگر در جهت سطح صفحه نگاه کنیم، ستارگان زیادی را می بینیم و نوار راه شیری را تشخیص میدهیم. اگر عمود به خارج از صفحه بنگریم، ستارگان کمی از ستاره های راه شیری را میبینیم، در این حالت نگاه ما به ژرفای کیهان میرود، یعنی جایی که همیشه شگفتیهای جدید در انتظار اخترشناسان است. ما تنها میتوانیم بخش بسیار کوچکی از کهکشان خود را به طور مستقیم با تلسکوپهای بررسی کنیم. بقیه کهکشان به وسیله توده های غبار پوشیده است. پژوهش درباره ساختار کهکشان ما، یکی از بزرگترین کارهایی است که اخترشناسان موفق به انجام آن شده اند. در اوایل سده حاضر، یعنی قرن بیستم میلادی هنوز هیچ کس درباره ابعاد کهکشان راه شیری چیزی نمیدانست. ساختار و نیز حالت دورانی کهکشان را دانشمندان تنها توانستند با کمک «رادیو اخترشناسی» تشخیص دهند. ادامه دارد ... عنوان بعدی: ماده تاریک اسرار آمیز چیست؟ تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blogfa.com میباشد. |
|
میزان(ترازو)
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: همانطور که قول داده بودم ، با ورود به ماه مهر درباره صورت فلکی ماه مهر یعنی میزان مطلبی را آماده کردم. صورت فلکی میزان به صورت فلکی عقرب که مربوط به ماه آبان است متصل است و در اصل شبیه ترازویی است که در چنگک های یک عقرب قرار دارد. اگر تونستم بعدا یه عکسی از این دو صورت فلکی به هم چسبیده براتون به نمایش میذارم. این صورت فلکی با زمین حدود 500 سال نوری فاصله دارد که با مشخصات صورت فلکی عقرب در ماه بعد (شاید هم زودتر) به طور کامل خدمتتون توضیح میدهم. این مقاله ترجمه ای از کتاب : Sternbilder نویسنده: دکتر اریک اوبلاکر* ترجمه بهروز بیضایی* ویراستار: علی دانش آیا میزان (ترازو) همیشه در آسمان قرار داشته است؟ بارها در کتابها میخوانیم که صورت فلکی میزان پیشتر جزو صورت فلکی عقرب ب هشمار میرفته است و نخستین بار رومیان باستان این گروه ستارگان را به عنوان یک صورت فلکی مستقل و جدا از صورت فلکی عقرب مشخص کرده اند. به هر حال این ادعا چندان درست نیست. سابقه تاریخی این صورت فلکی به سال 2000 قبل از میلاد باز میگردد. مردم با این صورت فلکی حتی در دوران بابلیان نیز آشنا بوده اند، که زمانی را نشان میدهد که در آن، در نوعی قضاوت پس از مرگ، روح مردگان «وزن» میشد. میزان در مصر باستان نیز اهمیت و معنای مشابهی داشت. میگویند «آنوبیس» یکی از خدایان مصر باستان که صورتی چون صورت سگ داشته است، از ترازوی آسمانی برای توزین روح مردگان استفاده میکرده است. تنها زمانی که وزن روح سبکتر از یک پر پرنده بود، مرده اجازه مییافت به قلمرو خدایان راه یابد و در آنجا پذیرفته شود. www.Paradise7.blogfa.com
بعدها صورت فلکی میزان به طور شگفت آوری از آسمان صورتهای فلکی محو شد و جزو صورت فلکی عقرب که چسبیده به آن بود به شمار آمد، تا این که دوباره رومیان آن را به صورت ترازوی الاهه عدالت «آسترآ» معرفی کردند. www.Paradise7.blogfa.com در آغاز فصل پاییز خورشید به علامت نجومی میزان وارد میشود، که همانطور که قبلا توضیح داده شد، امروز دیگر با صورت فلکی هم نامش بر یکدیگر تطابق ندارند. در این زمان برابری شب و روز را شاهدیم، و به این ترتیب صورت فلکی میزان یا ترازو، تا به امروز هم نشانه تساوی و توازن به شمار می آید. www.Paradise7.blogfa.com این صورت فلکی کوچک همچنین با برج بابل و فانوس دریایی اسکندریه – که جزو عجایب هفتگانه جهان بود – و همچنین با چراغ بزرگی که اغلب آن را در بازوان قیچی مانندش نگاه میدارد، ارتباط داده میشود. تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blogfa.com میباشد و هرگونه سوء استفاده از این مطلب پیگرد قانونی دارد. |
|
درد دل
|
|
بسه ديگه خسته شدم اينقدر که همه گفتن و شنيدن بسه ديگه تمومش کن اين همه بيهوده نفس کشيدن اصلا ميدونيد چرا اينقدر وبلاگ زياد شده.......... براي اينکه هر کي نتونه حرفشو بزنه.....اونو مينويسه !
|
|
کیهان در مرزهای فضا و زمان 01
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: میدونم که خیلیاتون از این جور مطالب خوشتون نمی آد. مطالب علمی جایگاه خودشو داره بین ما از دست میده و جاشو داره مطالب طنز و شوخی و داستان و سرگرمی میگیره. شاید دلیلش هم این باشه که مردم اینقدر مشکلات و ناراحتی دارن که دوست دارن وقتی چند دقیقه پشت اینترنت می شینن به تفریح بپردازن و با خوندن چند تا مطلب طنز کمی خودشونو از نگرانی ها دور کنن. شاید خودم هم که الان دارم این حرفا رو به شما میزنم، مثل شما باشم با ورود به اینترنت دنبال یه مطلب سرگرم کننده بگردم. اما انصافا این یه مطلب رو اگه وقت داشتین یه نگاهی بندازین. اینقدر مطلب خوبی که نتونستم ازش بگذرم، تازه مطلب فقط علمی هم نیست و اگه بخونین شاید خوشتون بیاد و نتونین به همین راحتیها رهاش کنین. برای همه ما پیش اومده که حتی یه لحظه به آسمان و این همه ستاره فکر کرده باشیم و این سوال تو ذهن ما گذشته که بالاخره پایان این آسمون کجاست و اصلا این کهکشان پایان داره یا نه؟ با خوندن این مطلب شاید جواب چندتایی از این سوال ها رو متوجه شدین. در ضمن این مطلب خیلی طولانی و شاید تو چند یا چندین تا متن جدا نوشته بشه. اما مطلب را کم کم کامل میکنم. اگه از مطلب خوشتون اومد و خواستید پیگیری کنید تو قسمت نظر بدین همین متن برام پیغام بذارین که هر بار اضافه کردم براتون میل بفرستم. یه جورایی مثلا عضو بشین، ولی عضو نصف و نیمه.www.Paradise7.blogfa.com پیشگفتار: تمام اقوام متمدن کهن برای خود تصویری از عالم کائنات، که ما آن را کیهان نیز مینامیم، ساخته بودند. از نظر بیشتر آنها زمین در مرکز عالم جای داشت. عالم نیز به وسیله یک پوسته خارجی، فلک ثوابت، محدود می شد، که در ورای آن قلمرو خدایان آغز میگشت. از حدود 500 سال پیش، انسان آگاهی یافت که نه زمین، بلکه خورشید در مرکز دستگاه سیاره ای قرار دارد، کمی پس از آن معلوم شد که در پیرامون دستگاه خورشیدی ما میلیونها خورشید دیگر هم وجود ارد، که همگی به همراه خورشیدما به یک جزیره جهانی بزرگ، یعنی کهکشان ما، کهکشان راه شیری، تعلق دارند. www.Paradise7.blogfa.com امروزه به شکرانه تلسکوپهای بسیار بزرگ پیشرفته و سفینه های پژوهشی فضایی به خوبی میدانیم که در عالم هستی نه تنها کهکشان ما، بلکه میلیاردها چنین ساز واره های مشابهی وجود دارند، که خانواده های عظیمی، یهنی خوشه کهکشانها را، میسازند. ما آگاهی یافته ایم که چرا ستارگان می درخشند، و نیز میدانیم که آنها ایجاد میشوند و دورانشان سپری میشود. ستارگان و کهکشانها، عالم کائنات یا کیهان را میسازند. (بنابر یک نظریه) عالم همیشه وجود نداشته است، بلکه شاید حدود 15 میلیارد سال پیش در اثر «انفجار نخستین» به وجود آمده است. پس از این واقعه بود که فضا، زمان و ماده معنی یافت. دانشی را که به پژوهش درباره ساختار و تکامل عالم کائنات میپردازند، کیهان شناسی (Cosmslogy) مینامند. این کتاب خواننده جوان را به علم کیهان شناسی راهبری میکند. این کتاب به پرسشهایی درباره آغاز و پایان عالم، فضا و زمان و نیز ساختار و مرزهای کیهان پاسخ می دهد. اختر شناسان و کیهان شناسان زمان جالبی را تجربه می کنند. هر روز اندازه گیریها و تصاویر جدیدی از ژرفای عالم به ما میرسد. به خصوص تلسکوپ فضایی هابل، تصاویر ارزشمند و بی حد و حصر زیبایی را از دوران نخستین عالم و جایگاه تولد ستارگان به ما هدیه کرده است. به خوبی ممکن است زمانی ثابت شود که بسیاری از عقاید و نظریه های بیان شده در این کتاب، اشتباه اند و ما مجبور شویم این نظریه ها را تغییر دهیم. این امر در خط مقدم ترین جبهه دانش، امری غیر عادی نیست، بلکه کاملا طبیعی است. این کتاب تنها میتواند وضعیت امروز کیهان شناسی را توصیف کند و خواننده جوان را ترغیب نماید تا فرایندهای بعدی را خود تعقیب و پیگری کند. به خصوص مسائل مربوط به عمر دقیق کیهان، سیاهچاله ها، سازواره های سیاره ای بیگانه، پرسشدرباره پایان پذیری و پایان – ناپذیری عالم و نیز ماده تاریک اسرارآمیز، که میگویند 99 درصد جهان هستی از آن تشکیل شده است، هنوز معماهای زیادی را به دست میدهند. این اثر ترجمه ای است از کتاب: Unser KOSMOS An Grenzen Von Raum Und Zeit کیهان در مرزهای فضا و زمان نویسنده: دکتر اریک اوبلاکر مترجم: بهروز بیضایی نگاهی به عالم چگونه درباره کیهان پژوهش میکنند؟ از زمان های قدیم بسیاری از دانشمندان به تفکر درباره کیهان یا عالم، یعنی فضای پیرامون زمین، که ستارگان در آن قرار دارند، می پرداختند. آنها تلاش میکردند ساختار عالم را توصیف نمایند و اجرام آسمانی را بدرستی اندازه گیری و نقشه برداری کنند. پژوهشهای امروزی کیهان از آغاز سده هفتم میلادی آغاز شد. فیزیکدان و اخترشناس ایتالیایی «گالیلئو گالیله» نخستین دانشمندی بود که تلسکوپی را به سوی ستارگان نشانه رفت و قمرهای ستاره مشتری و کوههای ماه را کشف کرد. در دهه های پس از آن همواره تلسکوپهای بزرگی ساخته شدند و چشمان را به روی میلیونها جهان دوردست گشودند، که البته ناظر زمینی آنها را فقط به صورت نقاط نورانی میبیند. بعدها دانشمندان آموختند که نور ستارگان را تجزیه کنند و با طیفهای بدست آمده از تجزیه نور، اطلاعات زیادی درباره ترکیب مواد، دما، حرکت و میدانهای مغناطیسی ستارگان کسب کنند. صرف نظر از تلاشهای معدودی که طی آن دانشمندان کوشیدند از داخل بالنهای هوایی «تشعشعات ذره ای» را از فضای عالم دریافت کنند، تا سال 1932 انسان فقط به بررسی و پژوهش درباره نور ستارگان و سیاره ها می پرداخت. از این سال به بعد دانشمندان به بررسی و پژوهش در باره امواج رادیویی دریافتی از فضای عالم نیز پرداختند، امواجی که مانند نور در جو زمین نفوذ می کنند و به سطح زمین می رسند. بیشتر پرتوهایی که از کیهان می آیند، به هر حال به وسیله پوشش هوای دور زمین جذب می شوند. به این ترتیب بسیاری از اطلاعات مربوط به ستارگان و کهکشانهای دور دست، به هیچ وجه به اخترشناسان که متکی به رصد خانه های مستقر بر زمین هستند، نمیرسند. www.Paradise7.blogfa.com سفر فضایی تمام این موانع و سدها را برطرف کرده است. ماهواره های بی شماری، پرتوهای رونتگن (اشعه ایکس) و پرتوهای فرابنفش واصله از کیهان را پژوهش می کنند. برخی دیگر از ماهواره ها، پرتوهای فرو قرمز خورشیدها و دستگاههای خورشیدی در حال پیدایش را اندازه گیری می کنند. سفینه های فضایی بی سرنشین به بررسی درباره جو سیاره مشتری می پردازند یا با پیشرفته ترین فناوری راداری آتشفشانها و قیفهای آتشفشانی را بر سیاره ناهید – که سطح آن را تا به حال هیچ انسانی ندیده است – کشف میکنند. در سال 1969 فضانوردان پا بر سطح ماه گذاشتند و سنگهای نمونه از سطح آن جمع آوری کردند، که با بررسی آنها نتایج ارزشمندی درباره تاریخ و قدمت دستگاه خورشیدی یا منظومه شمسی بدست آمد. ماهواره های مخصوصی، پرتوهای مربوط به زمان کوتاهی پس از پیدایش عالم را پژوهش می کنند، ماهواره های دیگری به تحقیق درباره جریانهای ذره ای می پردازند که از خورشید می آیند یا به واسطه انفجارهای ستاره ای منتشر می شوند. www.Paradise7.blogfa.com ولی پرتوهای مرئی را هم در فضا بهتر میتوان مشاهده کرد تا از زمین. نباید فراموش کنیم که پرتوهای سیاره ها و ستارگان، قبل از آنکه به رصدخانه های ما برسند، مجبورند در «پنجره کثیف انباری» یعنی در جو سیاره ما نفوذ کنند. تلسکوپهای فضایی هابل، که از سال 1990 بر مداری به دور زمین میچرخد، این بار را از دوش ما برداشته است. با کمک این تلسکوپ دانشمندان اخترشناس توانستند برای نخستین بار دستگاههای سیاره ای در حال پیدایش و محیط پیرامون سیاهچالهای بزرگ را مشاهده کنند و نیز بینشهای جدیدی در تاریخ آغازین عالم پیدا کنند. ولی رصد ستارگان از رصدخانه های زمینی نیز پیشرفتهای زیادی کرده است. رادیو – تلسکوپهای بزرگ (تلسکوپهایی که بر اساس تجزیه و تحلیل امواج رادیویی کار میکنند) و پیشرفته ترین دستگاهها و تجهیزات بصری، همچنان نقش مهمی را بر عهده دارند. این وسایل و تجهیزات نواقص و معایب ایستگاه زمینی خود را با اندازه، و همچنین با فناوری جدید خنثی میکنند. اخترشناسان با استفاده از این تسهیلات و فناوری جدید میتوانند اختلافهای درون جوی را از سایر امواج دریافتی تشخیص دهند و کمتر دچار فریب و گمراهی شوند.به خصوص تلسکوپهای بسیار بزرگی که در کوهستانهایکشور شیلی نصب شده و مجهز به چهار آیینه غول آسایند، میتواند مقیاسهای جدیدی را در دانش اختر شناسی به دست دهد. www.Paradise7.blogfa.com رصدخانه هایی نیز وجود دارند که در اعماق زمین قرار دارند. این رصدخانه ها به پژوهش درباره ذرات بسار ریزی به نام «نوترینو» می پرازند که در اثر انفجارهای خورشیدی یا انفجارهای ستاره ای پخش میشوند. این ذره ها در صفحات سربی و کوهستانهای بلند فوذ می کنند و از آنها میگذرند و لذا در جایی بررسی میشوند که پرتوهای کیهانی دیگر نمیتوانند به آنجا نفوذ کنند. فیزیکدانهایی که روی دستگاههای شتاب دهنده ذره ای کار میکنند نیز، به طور غیر مستقیم به پژوهش درباره کیهان میپردازند. آنها قادرند نمایش دهند که چگونه این ذرات زمان کوتاهی پس از ایجاد عالم باید فرمانروایی کرده باشند؛ و به این ترتیب به اخترشناسان که درباره انفجار نخستین یا به عبارت دیگر ساعت تولد کیهان پژوهش میکنند، کمک مینمایند. www.Paradise7.blogfa.com چرا ستارگان میدرخشند؟ در یک شب صاف بدون ماه میتوان با چشم غیر مسلح، حدود 2000 تا 2500 ستاره را تشخیص داد. اگر از سیاره هایی چون ناهید و مشتری (کخ جزو دستگاه خورشیدی ما هستند) چشم بپوشیم، تمام این ستارگان خورشیدهایی در دوردست اند، که آنقدر از ما فاصله دارند، که تنها به صورت نقاط نورانی کوچکی در آسمان شب به نظر می آیند. تمام ستارگان با سرعتهایی باور نکردنی در میان فضای عالم در حرکتند. ولی فاصله آنها از ما آن چنان زیاد است، که طول عمر انسان کفاف نمیدهد، تا بتواند این جابجایی را تشخیص دهد. در آسمان شب، چنین به نظر میرسد که ستارگان درخشان معینی به همدیگر تعلق دارند و شکلهایی را در آسمان میسازند که آنها را صورتهای فلکی مینامند. چنین به نظر میرسد که آنها هزاران سال بدون تغییر باقی مانده اند. این خورشیدهای دور دست در مقایسه با سیارات، «ثوابت» خوانده میشوند، زیرا مردم پیشتر بر این باور بودند که این ستارگان بر سقف آسمان میخ کوب شده یا «ثابت» اند. www.Paradise7.blogfa.com تنها با یک دوربین خوب یا یک تلسکوپ کوچک میتوان صدها هزار ستاره را دید. بسیاری از آنها در واقع بسیار درخشانتر از خورشیداند. برخی دیگر نور کمتری نسبت به خورشید دارند. ستارگان، گلوله های گازی بزرگی هستند، که در درون آنها دما چنان زیاد است که در آنها به طور دائم با همجوشی هسته ای (ذوب هسته ای) انرژی به دست می آید. در این فرایند هسته های اتمی کوچک با رها ساختن انرژی به صورت هسته های اتمی بزرگتری در هم ذوب می شوند. درون خورشید ما نیز - به همانند میلیاردها ستاره دیگر- فرآیند زیر به طور دائم جریان دارد: www.Paradise7.blogfa.com چهار هسته اتم کوچک هیدروژن با چند واکنش در هم ذوب شده و به یک هسته اتم بزرگ هیلیوم تبدیل میشوند. البته جرم این هسته جدید کمی سبکتر از جرم مجموع چهار هسته اتمی سازنده خود است. بنابراین مقداری جرم یا ماده از دست میرود، که این جرم به انرژی تبدیل می شود. ستارگانی که از نظر جرم غنی هستند، خیلی گشاده دستانه با ماده سوختی خود (یعنی جرم خود) رفتار میکنند و خیلی کوتاهتر از خورشید ما، که در مقایسه با آنها جرم چندانی ندارد، زندگی میکنند. خورشید قادر است میلیاردها سال دیگر همچنان بدرخشد، هر چند که در هر ثانیه 564 میلیون تن هیدروژن را میسوزاند و به 560 میلیون تن هلیوم تندیل میکند. www.Paradise7.blogfa.com چگونه مسافتها را در فضای عالم اندازه می گیرند؟ خورشید حدود 150 کیلومتر از زمین فاصله دارد. نور خورشید، که با سرعت 300000 کیلومتر بر ثانیه از خورشید دور میشود، طی 8 دقیقه و 20 ثانیه به زمین میرسد. به زبان علمی میگویند که خورشید 3/1*8 دقیقه نوری از زمین فاصله دارد. مدارهای بیرونی ترین سیاره های منظومه شمسی - یعنی نپتون و پلوتو – قطری در حدود 10 ساعت نوری دارند. «ثوابت» یا خورشیدهای همسایه ما، نه چند دقیقه یا چند ساعت نوری، بلکه سالهای نوری زیادی از ما فاصله دارند، نور آنها تازه پساز سالها یا قرنها به ما میرسد. www.Paradise7.blogfa.com نزدیکترین ستاره ثابت همسایه - پروکسیما سنتائوری- از ما 3/4 سال نوری فاصله دارد. این مسافت بر حسب کیلومتر 68/40 بیلیارد یا 40.680.000.000.000 کیلومتر است. سریعترین سفینه های فضایی، که برای زسیدن به ماه در فاصله 400.000 کیلومتری به چند روز، و برای رسیدن به سیاره های بیرونی منظومه شمسی به بیش از ده سال زمان نیاز دارند، برای رسیدن به ستاره «پروکسیما سنتائوری» حدود 70.000 سال نیاز خواهند داشت. اگر بشر قادر بود با سرعتی 100 برابر سرعت سفینه های کنونی به پرواز درآید، فضانوردان زمینی باز هم 700 سال برای رسیدن به نزدیکترین ستاره ثابت در راه می بودند. www.Paradise7.blogfa.com
نسلهای زیادی از فضانوردان باید در یک ابر سفینه فضایی به دنیا می آمدند، زندگی میکردند و دار فانی را وداع میگفتند تا بالاخره نواده نواده نواده آنها در سال 2700 میلادی به قصد مقصد میرسیدند. این مثال نشان میدهد آنچه که ما با غرور آن را سفینه فضایی میخوانیم، در واقع همیشه نوعی رفت و آمد با مترو در فضای درون شهری کیهانی ما، یعنی منظومه شمسی، باقی خواهند ماند. ما با توجه به سطح دانش و فن امروزی هنوز به فاصله زیادی تا سفینه فضایی «انترپرایز – Enterprise: نام سفینه خیالی در یک سریال تلویزیونی علمی تخیلی به نام Star Track که در آن فضانوردان زمینی با کمک یک فضانورد از کرات دیگر به سفرهای اکتشافی در فضای عالم میپردازند و هر بار حوادث و وقایعی برای آنها رخ میدهد.- » داریم. www.Paradise7.blogfa.com به هر حال به رغم این فاصله های غیر قابل پیمودنی، ما امروزه به شکرانه تلسکوپهای عظیم و تعداد زیادی سفینه های فضایی بدون سرنشین، آگاهی و دانش بسیار زیادی درباره ستارگان و ساختار کیهان کسب کرده ایم. www.Paradise7.blogfa.com ادامه دارد ... عنوان بعدی : چگونه ستارگان ایجاد میشوند؟
تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blogfa.com میباشد. |
|
مطالب آماده به کار
|
|
سلام ، خوش اومدین. نماز و روزتون قبول.
آخرین مطالب: یه مطلبی از عدد هفت که مقدس ترین عدد دنیا است آماده برای نمایش دارم. وهمین طور اینکه مطلب صورت فلکی میزان (ماه مهر) برای نمایش گذاشتن آماده است که تو هفته اول مهر به نمایش میذارم.
راستی اگر مطالب و نخواستین بخونین حداقل پیشگفتار اونو بخونین شاید خوشتون اومد. ممنون تا بعد در پناه حق. |
|
صورت فلکی سنبله (خوشه)
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: تا حالا شنیدید که میگن متولدین ماه خرچنگ و سرطان و میزان و غیره. اما میدونید که داستان این صورت های فلکی چیه؟ میدونید که از کجا اومده و تو کجای آسمان قرار دارند؟ از این به بعد سعی میکنم هر چند وقت یه بار در مورد یه صورت فلکی و داستان اون یه مطلبی بنویسم و چون الان در ماه شهریور هستیم و همینطور اینکه خودم متولد این ماه هستم، داستان صورت فلکی این ماه یعنی سنبله را مینویسم و اونو به همه متولدین این ماه و علاقمندان به ستاره ها تقدیم میکنم. این مقاله ترجمه ای از کتاب : Sternbilder نویسنده: دکتر اریک اوبلاکر* ترجمه بهروز بیضایی* ویراستار: علی دانش صورت فلکی سنبله (خوشه) را از چه زمانی می شناسند؟ صورت فلکی سنبله یکی از قدیمیترین صورتهای فلکی است که توسط انسان شناسایی و توصیف شده است. اکثر اقوام باستانی این صورت فلکی را به عنوان الاهه بابری مقدس می شمردند. بابلیها در این صورت فلکی الاهه «ایشتار» را میدیدند که به خدای غلات «تموز» این صورت فلکی نزد یونانیان باستان نیز الاهه بابری «دِیِمِتر» در تعبیر دیگری صورت فلکی سنبله، «اورانیا» ستاره اصلی سنبله، یعنی «سمّاک اعزل» 1. Tamuz 2. Demeter 3. Persephone 4.Hades 5. Urania 6. Astraea 7. Virgin mary 8. Spica
تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blofa.com میباشد و هرگونه سوء استفاده از این مطلب پیگرد قانونی دارد. |
|
لحظه ي گمشده
|
|
مرداب اتاقم کدر شده بود و من زمزمه ي خن را در رگهايم مي شنيدم. زندگي ام در تاريکي ژرفي مي گذشت. اين تاريکي، طرح وجودم را روشن مي کرد. در باز شد و او با فانوسش به درون وزيد. زيبايي رها شده اي بود و من ديده براهش بودم. رؤياي بي شکل زندگي ام بود. عطري در چشمم زمزمه کرد. رگهايم از تپش افتاد. همه ي رشته هايي که مرا به من نشان ميداد در شعله ي فانوسش سوخت. زمان در من نميگذشت. شور برهنه اي بودم. او فانوسش را به فضا آويخت. مرا در روشنها مي جست. تار و پود اتاقم را پيمود و به من راه نيافت نسيمي شعله ي فانوس را نوشيد وزشي مي گذشت و من در طرحي جا مي گرفتم. در تاريکي ژرف اتاقم پيدا مي شدم پيدا، براي که؟ او ديگر نبود. آيا با روح تاريک اتاق آميخت؟ عطري در گرمي رگهايم جابجا مي شد حس کردم با هستي گمشده اش مرا مي نگرد و من چه بيهوده مکان را مي کاوم آني گم شده بود. شاعر : سهراب سپهري
|
|
دزدان دریایی کارائیب
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: این روزها با انتشار (اگه اشتباه نکنم) نسخه سوم فیلم دزدان دریایی کارائیب، تب وتاب دزدان دریایی در جهان و حتی در کشور ما زیاد شده است. برای همین مطلبی از دزدان دریایی کارائیب آماده کردم که براتون در وبلاگ قرار میدم. این مقاله ترجمه ای از کتاب : Seerauber نویسنده: پروفسور ولفانگ تارنووسکی* ترجمه بهروز بیضایی* ویراستار: علی دانش دوران راهزنان دریایی کارائیب چگونه به سر رسید؟ پیش از آنکه سده هفدهم میلادی به پایان برسد، نه تناه انگلستان بلکه فرانسه و هلند نیز در هند غربی جای پا باز کرده و به ابر قدرتی اسپانیا در دنیای جدید خاتمه داده بودند. در جریان این کار دزدان دریایی بر حسب قدرت خود به آنان کمک کرده بودند. ولی از آن زمان به بعد این قدرتهای استعماری جوان مایل بودند از ثروتهای مستعمره های آمریکایی خود در صلح و آرامش بهرهمند شوند و با تمام جهان به تجارت بپردازند. به این ترتیب بود که سرنوشت دزدان دریایی کارائیب مشخص و رقم زده شد. با این وجود باز هم دهها سال طول کشید تا نسل بوکانها از حرفه خود دست کشیدند. در چرخش قرن هفدهم به هجدهم جزایر باماها برای مدت کوتاهی مرکز عملیات راهزنی دریایی شد؛ این دوران دهه هایی جنون آمیز بودند؛ دهه هایی که طی آنها همه نوع انسانهای خطا کاری که امروز هم حاکم بر کتابها و فیلمهای ماجرایی هستند، ظهور کردند: مصلحان جهانی پریشان حالی از قبیل سرگرد سابق «استید بانت» «تیچ» به طور مسلم از تعادل روانی برخوردار نبود. او چهارده با ازدواج کرد، هر از چندگاه به روی مردم خود تیراندازی میکرد، از ساکنان ترسان ساحل شرقی آمریکای شمالی مالیات جمع میکرد و گاه و بیگاه به همسران و دختران خود دستبند میزد. در سال 1718 دیگر همه عاصی شده بودند. دو ناو جنگی انگلیسی به فرماندهی ستوان«رابرت ماینارد»
«ریش سیاه» در همان سالی کشته شد که در آن جرج اول شاه انگلستان یکی از بهترین ناخدایان خود را به فرمانداری جزایر باماها منصوب کرد. این شخص «وودز راجرز» نیم قرن بعد دوباره راهزنی دریایی دامنگیر دریای کارائیب شد، و با دیگر 50 سال ادامه یافت، تا بالاخره این دوران تکرار خطاکاری نیز سپری شد. پس از آن نظم و آرامش نهایی به آبهای دنیای جدید بازگشت.
1. Stede Bonnet 2. Charles Vane 3. Jack Rackam 4. Calico Jack 5. Anne Bonny 6. Mary Read 7. Benjamin Hornigold 8. Edward Teach 9. Black Beard 10. Robert Maynard 11. Woodes Rogers
تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blofa.com میباشد و هرگونه سوء استفاده از این مطلب پیگرد قانونی دارد. |
|
سفر
|
|
پس از لحظه هاي دراز بر درخت خاکستري پنجره ام برگي روييد ونسيم سبزي تار و پود خفته ي مرا لرزاند و هنوز من ريشه هاي تنم را در شن رؤياها فرو نبرده بودم که براه افتادم. پس از لحظه هاي دراز سايه ي دستي روي وجودم افتاد و لرزش انگشتانش بيدارم کرد. و هنوز من پرتو تنهاي خودم را در ورطه ي تاريک درونم نيفکنده بودم که براه افتادم. پس از لحظه هاي دراز پرتو گرمي در مرداب يخ زده ي ساعت افتاد و هنوز من در مرداب فراموشي نلغزيده بودم که به راه افتادم پس از لحظه هاي دراز يک لحظه گذشت برگي از درخت خاکستري پنجره ام فرو افتاد دستي سايه اش را از روي وجودم برچيد و لنگري در مرداب ساعت يخ بست و هنوز من چشمانم را نگشوده بودم که در خوابي ديگر لغزيدم. شاعر: سهراب سپهري |
|
مینی بیوگرافی نام : سعید نام خانوادگی: فکری تاریخ تولد : 16/6/1368 شهر تولد و سکونت: تهران
رشته تحصیلی :
مهندسی مکانیک |
| به وبلاگ من خوش آمدید. |
|
|
| دوستان |
|
Fati-Romans |
| خاطرات گذشته |
|
مرداد 1388 |
| نویسندگان |
| پیوندها |
|
RSS
|
|
طراح : سعید فکری Designer : Saeed Fekri |