|
|
| Home Page | E-mail | Archive |
|
صورت فلکی سنبله (خوشه)
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: تا حالا شنیدید که میگن متولدین ماه خرچنگ و سرطان و میزان و غیره. اما میدونید که داستان این صورت های فلکی چیه؟ میدونید که از کجا اومده و تو کجای آسمان قرار دارند؟ از این به بعد سعی میکنم هر چند وقت یه بار در مورد یه صورت فلکی و داستان اون یه مطلبی بنویسم و چون الان در ماه شهریور هستیم و همینطور اینکه خودم متولد این ماه هستم، داستان صورت فلکی این ماه یعنی سنبله را مینویسم و اونو به همه متولدین این ماه و علاقمندان به ستاره ها تقدیم میکنم. این مقاله ترجمه ای از کتاب : Sternbilder نویسنده: دکتر اریک اوبلاکر* ترجمه بهروز بیضایی* ویراستار: علی دانش صورت فلکی سنبله (خوشه) را از چه زمانی می شناسند؟ صورت فلکی سنبله یکی از قدیمیترین صورتهای فلکی است که توسط انسان شناسایی و توصیف شده است. اکثر اقوام باستانی این صورت فلکی را به عنوان الاهه بابری مقدس می شمردند. بابلیها در این صورت فلکی الاهه «ایشتار» را میدیدند که به خدای غلات «تموز» این صورت فلکی نزد یونانیان باستان نیز الاهه بابری «دِیِمِتر» در تعبیر دیگری صورت فلکی سنبله، «اورانیا» ستاره اصلی سنبله، یعنی «سمّاک اعزل» 1. Tamuz 2. Demeter 3. Persephone 4.Hades 5. Urania 6. Astraea 7. Virgin mary 8. Spica
تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blofa.com میباشد و هرگونه سوء استفاده از این مطلب پیگرد قانونی دارد. |
|
لحظه ي گمشده
|
|
مرداب اتاقم کدر شده بود و من زمزمه ي خن را در رگهايم مي شنيدم. زندگي ام در تاريکي ژرفي مي گذشت. اين تاريکي، طرح وجودم را روشن مي کرد. در باز شد و او با فانوسش به درون وزيد. زيبايي رها شده اي بود و من ديده براهش بودم. رؤياي بي شکل زندگي ام بود. عطري در چشمم زمزمه کرد. رگهايم از تپش افتاد. همه ي رشته هايي که مرا به من نشان ميداد در شعله ي فانوسش سوخت. زمان در من نميگذشت. شور برهنه اي بودم. او فانوسش را به فضا آويخت. مرا در روشنها مي جست. تار و پود اتاقم را پيمود و به من راه نيافت نسيمي شعله ي فانوس را نوشيد وزشي مي گذشت و من در طرحي جا مي گرفتم. در تاريکي ژرف اتاقم پيدا مي شدم پيدا، براي که؟ او ديگر نبود. آيا با روح تاريک اتاق آميخت؟ عطري در گرمي رگهايم جابجا مي شد حس کردم با هستي گمشده اش مرا مي نگرد و من چه بيهوده مکان را مي کاوم آني گم شده بود. شاعر : سهراب سپهري
|
|
دزدان دریایی کارائیب
|
|
پیشگفتار نویسنده وبلاگ: این روزها با انتشار (اگه اشتباه نکنم) نسخه سوم فیلم دزدان دریایی کارائیب، تب وتاب دزدان دریایی در جهان و حتی در کشور ما زیاد شده است. برای همین مطلبی از دزدان دریایی کارائیب آماده کردم که براتون در وبلاگ قرار میدم. این مقاله ترجمه ای از کتاب : Seerauber نویسنده: پروفسور ولفانگ تارنووسکی* ترجمه بهروز بیضایی* ویراستار: علی دانش دوران راهزنان دریایی کارائیب چگونه به سر رسید؟ پیش از آنکه سده هفدهم میلادی به پایان برسد، نه تناه انگلستان بلکه فرانسه و هلند نیز در هند غربی جای پا باز کرده و به ابر قدرتی اسپانیا در دنیای جدید خاتمه داده بودند. در جریان این کار دزدان دریایی بر حسب قدرت خود به آنان کمک کرده بودند. ولی از آن زمان به بعد این قدرتهای استعماری جوان مایل بودند از ثروتهای مستعمره های آمریکایی خود در صلح و آرامش بهرهمند شوند و با تمام جهان به تجارت بپردازند. به این ترتیب بود که سرنوشت دزدان دریایی کارائیب مشخص و رقم زده شد. با این وجود باز هم دهها سال طول کشید تا نسل بوکانها از حرفه خود دست کشیدند. در چرخش قرن هفدهم به هجدهم جزایر باماها برای مدت کوتاهی مرکز عملیات راهزنی دریایی شد؛ این دوران دهه هایی جنون آمیز بودند؛ دهه هایی که طی آنها همه نوع انسانهای خطا کاری که امروز هم حاکم بر کتابها و فیلمهای ماجرایی هستند، ظهور کردند: مصلحان جهانی پریشان حالی از قبیل سرگرد سابق «استید بانت» «تیچ» به طور مسلم از تعادل روانی برخوردار نبود. او چهارده با ازدواج کرد، هر از چندگاه به روی مردم خود تیراندازی میکرد، از ساکنان ترسان ساحل شرقی آمریکای شمالی مالیات جمع میکرد و گاه و بیگاه به همسران و دختران خود دستبند میزد. در سال 1718 دیگر همه عاصی شده بودند. دو ناو جنگی انگلیسی به فرماندهی ستوان«رابرت ماینارد»
«ریش سیاه» در همان سالی کشته شد که در آن جرج اول شاه انگلستان یکی از بهترین ناخدایان خود را به فرمانداری جزایر باماها منصوب کرد. این شخص «وودز راجرز» نیم قرن بعد دوباره راهزنی دریایی دامنگیر دریای کارائیب شد، و با دیگر 50 سال ادامه یافت، تا بالاخره این دوران تکرار خطاکاری نیز سپری شد. پس از آن نظم و آرامش نهایی به آبهای دنیای جدید بازگشت.
1. Stede Bonnet 2. Charles Vane 3. Jack Rackam 4. Calico Jack 5. Anne Bonny 6. Mary Read 7. Benjamin Hornigold 8. Edward Teach 9. Black Beard 10. Robert Maynard 11. Woodes Rogers
تمامی امتیازات این مطلب مربوط به وبلاگ www.Paradise7.blofa.com میباشد و هرگونه سوء استفاده از این مطلب پیگرد قانونی دارد. |
|
سفر
|
|
پس از لحظه هاي دراز بر درخت خاکستري پنجره ام برگي روييد ونسيم سبزي تار و پود خفته ي مرا لرزاند و هنوز من ريشه هاي تنم را در شن رؤياها فرو نبرده بودم که براه افتادم. پس از لحظه هاي دراز سايه ي دستي روي وجودم افتاد و لرزش انگشتانش بيدارم کرد. و هنوز من پرتو تنهاي خودم را در ورطه ي تاريک درونم نيفکنده بودم که براه افتادم. پس از لحظه هاي دراز پرتو گرمي در مرداب يخ زده ي ساعت افتاد و هنوز من در مرداب فراموشي نلغزيده بودم که به راه افتادم پس از لحظه هاي دراز يک لحظه گذشت برگي از درخت خاکستري پنجره ام فرو افتاد دستي سايه اش را از روي وجودم برچيد و لنگري در مرداب ساعت يخ بست و هنوز من چشمانم را نگشوده بودم که در خوابي ديگر لغزيدم. شاعر: سهراب سپهري |
|
مینی بیوگرافی نام : سعید نام خانوادگی: فکری تاریخ تولد : 16/6/1368 شهر تولد و سکونت: تهران
رشته تحصیلی :
مهندسی مکانیک |
| به وبلاگ من خوش آمدید. |
|
|
| دوستان |
|
Fati-Romans |
| خاطرات گذشته |
|
مرداد 1388 |
| نویسندگان |
| پیوندها |
|
RSS
|
|
طراح : سعید فکری Designer : Saeed Fekri |